تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 533

مساهمون:

ص٥٣٣
نتواند بود چه اگر قابل آن باشد بايد كه در ايشان مبدء حركت مستقيمه باشد و ممتنع است كه طبيعت واحده اقتضاى ميلين متضادين كند ، و چون قابل حركت مستقيمه نتواند بود لازم آيد كه قابل كون و فساد يا خرق و التيام نباشد . چه قبول كون و فساد يا خرق و التيام مستلزم حركت مستقيمه است أما كون و فساد بنابر آنكه صورت كاينه اگر غير حيز اول طلبد درو ميل مستقيم باشد ، و اگر در همان حيز باشد پس صورت فاسده بناچار طالب غير آن شود و همان محذور لازم آيد و أما خرق و التيام ظاهر است كه تفرق اجزا و عود آن بالتيام به حركت مستقيمه باشد و بخفت و ثقل موصوف نشود ، چه خفت مقتضى ميلست بمحيط و ثقل بمركز و اين بىحركت مستقيمه صورت نبندد . و نيز نشايد كه اجزاء مختلفة الطبايع مركب باشند ، زيرا كه اگر مركب باشند باعتبار تفرق اجزاء قابل حركت مستقيمه شوند ، و چون نشايد كه مركب باشند لازم آيد كه همه كروى الشكل باشند ، چه همه بسايط بحسب طبايع كروى الشكل‌اند بنابر آنكه مقتضى شكل بسيط طبيعت اوست و طبيعت امرى واحد و قابل آن كه جسم بسيط است هم واحد و تأثير طبيعت واحد در قابل واحد اقتضاى هيأت مختلف نتواند كرد . و نشايد كه افلاك حار يا بارد باشند چه اگر حار يا بارد بودندى حرارت يا برودت بر عالم عناصر مستولى شدى چه طبيعت چون اقتضاى چيزى كند و مانعى نباشد آن چيز بر اتم وجوه حاصل شود ، پس اگر طبيعت افلاك اقتضاى حرارت و برودت كردى در غايت حرارت يا برودت بودندى . و چون عالم عناصر به نسبت بافلاك همچو قطره‌ايست به نسبت با دريا بواسطهء مجاورت حرارت يا برودت بر عالم عناصر مستولى شدى و سكون مركبات صورت نبستى . يا خود گوئيم اگر حار يا بارد بودندى در ايشان ميل صاعد و هابط بودى و حينئذ قابل حركت مستقيمه بودندى .