و همچنين نشايد كه رطب و يابس باشند چه رطب آنست كه قابل اشكال باشد به سهولت و يابس آنكه قابل اشكال باشد بعسر و قبول اشكال مختلفه مستلزم خرق و التيام باشد و خرق و التيام مستلزم قبول حركت مستقيمه و مبين شد كه قابل آن نيستند .
و بقيهء أحكام افلاك از كميت و كيفيت و حركات هر يك در علم هيأت ياد كرده شود .
فصل سيم [ در احكام عناصر ]
در احكام عناصر ، بدانكه احكام بسيط سفلى چهارند : آتش ، و باد ، و خاك و آب ، چه ايشان خفيفاند يا ثقيل و بهر دو تقدير باطلاق يا باضافه ، خفيف مطلق آتشست و خفيف مضاف باد ، و ثقيل مطلق خاك : و ثقيل باضافت آب .
و طبع آتش گرم و خشك است بمعنى آنكه او را قوتيست كه او جسم خود را گرم و خشك گرداند و بعد از آن بتوسط جسم خود مجاور خود را اگر قابل باشد گرم و خشك گرداند يا بيواسطه همچو ديك را كه ملاقي او شود يا بواسطه همچو آبى كه در ديگ باشد .
و آنچه دلالت مىكند بر آنكه آتش گرم است بالطبع آنست كه آتشى كه پيش ماست با عدم صرافت او بواسطه اكتناف او باضداد ازو احساس حرارت ميكنيم پس آتشى كه از اضداد دور است و نزديك فلك حرارت او بيشتر باشد ، و نتواند بود كه آتشى كه پيش ماست مخالف كرهء نار باشد چه ما مشاهده ميكنيم كه اين آتش بالطبع بر بالاى هوا ميرود تا به مكان خود رسد ، و نشايد كه دو جسم مختلف بالطبع مستحق يك مكان باشند .
و آنچه دلالت مىكند بر آنكه طبع او خشكست آنست كه ما مشاهده ميكنيم كه استحاله هيزم خشك به آتش اسهل است از هيزم تر ، چه فايدهء آتش در مركبات نضج و تلطيف است و مكان طبيعى او سطح مقعر فلك قمر است .
و هوا گرم است و تر بالطبع به همان معنى كه در آتش ذكر رفت و آنچه