تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 532

مساهمون:

ص٥٣٢
و آنها كه قائلند بدانكه جسم مركبست از اجزاى لا يتجزى بر اثبات جزو وجوه بسيار گفته‌اند و ما از آن جمله به دو وجه اكتفا كنيم . اول آنكه نقطه موجود است و قابل انقسام نيست و حينئذ اگر او جوهر باشد ثبت المدعى و اگر عرض بود همچنان چه محل او بضرورت منقسم نتواند شد و الا انقسام نقطه لازم آيد . دويم آنكه حركت حاضره متحقق است و نشايد كه منقسم بود چه اگر منقسم بود كل حاضره نبوده باشد چه او غير قار الذاتست و اجتماع اجزاى او در وجود محال پس غير منقسم باشد و عدم انقسام مسافتى كه آن حركت دروست لازم آيد چه اگر مسافت منقسم شود حركتى كه درو واقع است هم منقسم شود ليكن ثابت شد كه آن حركت منقسم نيست پس جزو ثابت شود . و در اين هر دو وجه و وجوهى كه حكما بر نفى جزو گفته‌اند و بر دليل ايشان كه ذكر رفت نظرهاست و ليكن از ايراد آن اعراض نموديم تا سخن به طول نه‌انجامد

فصل دويم [ در احكام افلاك ]

در احكام افلاك ، بدانكه افلاك واجبست كه همه متحرك باشند به حركت مستديره بنابر آنكه در افلاك فرض اجزاء ممكن است و آن اجزاى مفروضه بضرورت همه متماثل‌اند بحسب طبيعت و ذوات و حينئذ هر چه حصول آن مر بعضى را صحيح بود از وضع و موضوع بايد كه بعض ديگر را نيز صحيح بود ، چه اشياء متماثله واجب است كه در احكام متساوى باشند . و حصول آنچه مر بعضى را از اجزاى فلك حاصل شود از وضع بعض ديگر را صورت نبندد الا به حركت مستديره پس حركت مستديره بر افلاك صحيح بود و چون صحيح باشد واجب بود كه حركت كند باستداره ، چه هر چه برو حركت مستديره صحيح باشد و مانع ذاتى منتفى بود بايد كه درو مبدء ميل مستديره بود ، و هر چه درو مبدء ميل مستديره بود متحرك باشد باستداره . و چون ثابت شد كه واجبست كه متحرك باشد باستداره قابل حركت مستقيمه