تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 528

مساهمون:

ص٥٢٨
گردد ساكن شود و بايد كه آن سنگ نيز در آنزمان ساكن شود و اين بغايت مستبعد است . و اين هم ضعيف است چه ملاقات ميان سنگ و خردله خود صورت نبندد و نيز از استبعاد امتناع لازم نيايد . سيم تقسيم حركت باعتبار حصول او در متحرك يا آنچه مقارن اوست چه اگر حركت باشد در متحرك بمعنى آنكه انتقال او از حدى تا حدى بنفس او بود آن را حركت بالذات خوانند ، و اگر حاصل باشد در امرى كه مقارن اوست همچو راكب فرس يا سفينه آن را حركت بالعرض گويند .

فصل چهارم [ در سكون ]

در سكون ، سكون عدم حركت است از چيزى كه شان او حركت باشد ، و خلاف است در آنكه تقابل ميان حركت و سكون تقابل تضاد است يا تقابل عدم و ملكه ، اگر تعريف سكون بر اين وجه كنند كه ذكر رفت تقابل عدم و ملكه باشد ، و اگر تعريف چنين كنند حصول جسم است در مكانى بيشتر از زمان واحد تقابل تضاد باشد . و خلاف است در آنكه سكون مقابل حركت كدام است بعضى گفتند سكون است در ما عنه الحركة ، و بعضى گفتند سكون است در ما اليه الحركة . و حق آنست كه سكون در مكان مقابل او حركت است اليه و عنه ، چه سكون عدم حركت مخصوصه نيست و إلا متحرك به غير آن حركت لازم آيد كه ساكن بود بلكه عدم كل حركاتست ، ليكن اگر مقابل سكون حركتى گيرند كه برو طارى شود آن حركت از مكان بود ، و اگر مقابل او حركتى نهند كه طريان او بر سكون و طريان سكون برو بر سبيل بدل باشد آن صورت نبندد ، چه وجود حركتى كه از مكان بود والى المكان محال است .

فصل پنجم [ در ميل ]

در ميل : بدانكه ميل عبارتست از كيفيتى قايم بجسد قابل شدت و ضعف ( ج 33 )