تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 521

مساهمون:

ص٥٢١
بگشايند برود بنابر آنكه خلا محال است زيرا كه چون سرش گشوده شود چندان كه آب از زير برود هوا از بالا ميآيد و خلا واقع نشود ، أما چون سرش بسته باشد از بالا هوا نتواند آمدن و حينئذ آب از ثقبه زيرين اگر برود خلا لازم آيد . سيم اگر سر انبوبه در قاروره نهند و سوراخها را محكم كنند چنان كه هوا را مجال دخول نماند اگر انبوبه را از قاروره بيرون كشند قاروره با داخل منشق شود و اگر در قاروره فرو برند قاروره با خارج منكسر شود و اين بنابر امتناع خلاست زيرا كه چون انبوبه را بيرون كشند هوائي كه در قاروره است بانبوبه متصاعد شود و سطح قاروره بنابر امتناع خلا مستصحب او گردد و با داخل شكسته شود ، و چون انبوبه در قاروره فرو برند حجم هوائى كه در داخل قاروره باشد زياده شود و قاروره با خارج منكسر شود . و تمسك اصحاب خلا به چند وجه است : اول آنكه جسم چون حركت كند از مكانى بمكانى ديگر مكان دويم اگر خالى باشد ثبت المراد ، و اگر مملو باشد اگر متمكن درو باقيماند لازم آيد كه دو جسم در مكان واحد جمعشوند و اگر انتقال كند خالى نباشد از آنكه انتقال او يا به مكان متحرك اول باشد يا به مكان جسم ديگر ، اگر به مكان متحرك اول باشد دور ، و اگر به مكان جسم ديگر باشد لازم آيد كه از حركت بقيه جميع عالم متحرك شود و بطلان اين ظاهر است . دويم آنكه اگر صفحه ملساء منطبق باشد بر ديگرى مثل او و رفع اعلا كنند دفعة شك نيست در آنكه دخول در وسط بعد از دخول او بود در اطراف پس وسط در اول زمان در ارتفاع خالى بود و هو المدعى . سيم آنكه مكان اگر خلا نباشد يا جزو متمكن بود يا سطح مذكور و اين هر دو محال است ، اما أول بنابر آنكه ياد كرده شد ، و أما دويم بنابر آنكه اگر مكان سطح مذكور بود خالى نباشد از آنكه جسم حاوى را مكانى باشد يا نه اگر نباشد لازم آيد كه بعضى اجسامرا مكان نبود ليكن همهء عقلا متفق‌اند بر آنكه هر