تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 515

مساهمون:

ص٥١٥
همچو خطى مىبينيم و متحقق است كه آن خط نيست و هر چه در خارج ثابت نباشد باصره ادراك او نتواند كرد پس بناچار قوتى كه آن قطره را همچو خطى بيند غير باصره بود . و ديگر آنكه چون آواز كسى بشنويم صورت آنكس را معلوم كنيم و هر كه حكم كند بر مبصرات و مسموعات بايد كه ادراك هر دو كرده باشد چه قوه باصره ادراك مسموعات نتواند كرد و قوهء سامعه ادراك مبصرات پس بضرورت آنكه ادراك هر دو كند قوتى ديگر باشد . دويم خيال و محل خيال مؤخر بطن اول است از دماغ ، و او قوتيست كه صور محسوسات را بعد از غيبت او نگاهدارد و همچو خزانه حس مشتركست . سيم واهمه و محل او مؤخر بطن وسط است از دماغ ، و او قوتيست كه حفظ معانى جزوى مىكند همچو صداقت زيد و عداوت عمرو . چهارم حافظه و محل او بطن اخير است از دماغ و او قوتيست كه حفظ معانى جزوى كند و همچو خزانهء واهمه است . پنجم قوت متصرفه كه آن را اگر وهم استعمال كند متخيله خوانند و اگر عقل استعمال كند متفكره ، و محل او دود است كه در مقدم بطن اوسط از دماغ باشد ، و او قوتيست كه تركيب و تحليل صور و معانى كند و محركه منقسم شود با قوتيكه تحريك اعضا كند بواسطهء تمديد اعضاء و ارخاء ان . و اين قوتى است مودع در مبادى عضلات و با قوتيكه باعث شود بر حركت و اين باعث بود بر جلب منفعت يا بر دفع مضرت و اول را قوت شهوى خوانند و دويم را قوت غضبى . و قوت محركه طبيعى قوتهاى چندند متصرف در امر غذا ، آنكه از براى حفظ شخص بود اگر تصرف او احاله غذا بود با مشابه مغتذى از براى اخلاف بدل ما يتحلل آن را غاذيه خوانند ، و اگر تصرف او از جهة ازدياد اقطار بدن بود بنابر تناسب طبيعى ناميه .
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 515 | أبو الحسن الشعراني / شمس الدين محمد بن محمود آملي