تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 491

مساهمون:

ص٤٩١
در اين واقع شود مباحث حركت را در مقوله اين بياورند با آنكه در غير آن نيز واقع شده بواسطه آنكه حركت در او اظهر است از آنكه در غير و بنابراين است كه بعضى جز حركت اين كه آن را حركت مكانى خوانند اثبات نكنند . اما حركت پيش حكما در چهار مقوله واقع شود : اول اين چنان كه حركت جسم در مسافت دوم كم و آن چهار قسم است اول تخلخل و آن ازدياد جسم است بدون انضمام چيزى با او همچو يخ كه چون بگذارد زياد شود . دويم تكاثف و آن انتقاص مقدار جسم است بدون انفصال جزوى ازو همچو آب كه يخ بندد مقدار او كمتر شود . سيم نمو ، و آن زيادتى مقدار جسم است در اقطار بر تناسب طبيعى بواسطه انضمام چيزى با او و آن در اطفال و نباتات محسوس است . چهارم ذبول همچو در نباتات كه خشك مىشود . سيم حركتست در كيف كه آن را استحاله خوانند همچو انتقال جسم از برودت بحرارت و از بياض بسواد چهارم وضع همچو حركات افلاك . دويم مقوله اضافت و اضافت را بر سه معنى اطلاق كرده‌اند اول بر نفس اضافت همچو ابوت و آن را مضاف حقيقى خوانند دويم بر ماهيتى كه اضافت عارض اوست همچو انسان سيم بر مجموع مركب از معروض و عارض همچو آب و آن را مضاف مشهورى خوانند . و اضافه را سه خاصه است يكى تكافوى در لوازم وجود بفعل يا قوت يعنى هرگاه كه احد الاضافتين موجود باشد در خارج يا در ذهن بالفعل يا بالقوة بناچار آن ديگر نيز موجود باشد دويم وجوب انعكاس يعنى چنان كه صادق باشد كه الاب اب للابن بايد كه صادق باشد الابن ابن للاب . سيم آنكه اگر احد الاضافتين مطلق يا محصل باشد بايد كه ديگر همچنين باشد همچو جزو و كل كه اگر كل مطلق