سيم كيفيات مسموعه كه بحاسه سمع دريابند و آن اصوات و حروفست
چهارم كيفيات مذوقه كه بحاسه ذوق دريابند و آن طعوم است .
پنجم كيفيات مشمومه كه بحاسه شم دريابند و آن روايحست ، و اگر در تحقيق هر يكى ازين كيفيات محسوسه و اقسام و احكام آن شروع رود بتطويل انجامد .
اما كيفيات نفسانى كيفياتىاند كه مختص باشند بذوات انفس همچو حيات و آنچه موقوفست برو همچو صحت و مرض و ادراكات و قدرت و ارادت و الم و لذت و فرح و حزن و غضب و حقد و خوف و خجلت و غير آن .
و اما كيفيات مختصه بكميات كيفياتىاند كه عارض كميات شوند بالذات و بعد از آن بوساطت كميات عارض غير او شوند همچو استقامت مثلا كه اولا عارض خط شود كه آن كم متصل است و بعد از آن بواسطه او عارض جسم شود ، و اين كيفيات يا عارض كميات شوند بىتركيب كميات با غير همچو استقامت و استدارت و انحنا و شكل كه عارض مقاديرند و همچو زوجيت و فرديت كه عارض عدد شوند يا عارض كميات شوند با تركيب او با غير همچو حلقه كه مركبست از كيفيت مختصه بكميات كه آن شكلست و عارض مقدار شود و از كيفيت محسوسه كه آن لونست .
اما كيفيات استعدادى و مراد از آن استعدادات متوسطه است ميان طرفى نقيض يعنى انفعال و لا انفعال و آن اگر لا استعداد باشد يا لا قبول و لا انفعال همچو صلابت و مصحاحيت آن را قوة خوانند ، و آن اگر استعداد باشد يا قبول و انفعال همچو لين و ممراضيت آن را لا قوة و ضعف خوانند .
فصل چهارم [ در اشارت بمقولات باقيه ]
در اشارت بمقولات باقيه كه آن جمله را اعراضى نسبى خوانند ، چه نسبت در بعضى عين مفهوم است و در بعضى داخل چنان كه ياد كرده شد و از آن جمله يكى اين است و اين به دو قسمت است حقيقى همچو كون الماء في الكوز و غير حقيقى همچو كون الزيد فى السوق .
و حركت هر چند اين نيست بلكه از علم سماعى طبيعى است أما بواسطه آنكه