تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 444

مساهمون:

ص٤٤٤
و نيز مراد ايشان اگر بتصور و تصديق ما صدق عليه هذان الاسمان باشد لازم آيد كه تمامت علوم موضوع منطق بود ، پس مسائل منطق نيز موضوع او باشد ، و اگر مراد مدلول تصور و تصديق بود از آن روى كه تصور و تصديقند هم درست نباشد . أما اولا بنابر آنكه ايشان معترفند بدانكه بحث منطقى مقصور است بر موصل بتصور و موصل بتصديق ، و موصل بتصور و تصديق نشايد كه تصور بود من حيث هو التصور يا تصديق بود من حيث هو التصديق ، لأن الشي لا يوصل إلى نفسه . و أما ثانيا بنابر آنكه بحث منطقى از اعراض ذاتى مفهوم تصور و تصديق نيست زيرا كه محمولات مسائل منطق لاحق مفهوم تصور و تصديق نيستند بلكه لحوق ايشان بواسطه امرى اخص است چه انقسام با جنس و فصل عارض تصور نشود إلا از آنجهت كه او ذاتى بود . و محققان برآنند كه موضوع منطق معقولات ثانيه است از آنروى كه موصلند به مطلوب يا نافع در ايصال .

باب اول [ در اكتساب تصورات مشتمل بر چهار فصل ]

در اكتساب تصورات مشتمل بر چهار فصل :

فصل اول [ در دلالت الفاظ بر معانى ]

در دلالت الفاظ بر معانى ، و مراد به دلالت بودن چيزيست بحالتى كه از علم به او علم به چيز ديگر لازم آيد و شيء اول را دليل خوانند و اگر آن لفظ باشد دلالت لفظى بود و إلا غير لفظى . و دلالت غير لفظى يا وضعى بود همچو دلالت خطوط و عقود و اشارات و نصب يا عقلى همچو دلالت اثر بر مؤثر ، و دلالت لفظى يا طبيعى بود همچو دلالت اح اح بر علت صدر يا عقلى همچو دلالت لفظى كه از پس ديوار شنوند بر لافظ ، يا وضعى همچو دلالت انسان بر حيوان ناطق . و مراد به دلالت در اين موضع اينست و او منحصر است در سه قسم : مطابقه
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 444 | أبو الحسن الشعراني / شمس الدين محمد بن محمود آملي