سيم اهل معامله همچو تجار كه امتعه و بضاعات از اقليمى باقليمى برند و محترفه و ارباب صناعات وجبات خراج كه معيشت نوع بي تعاون ايشان صورت نبندد و ايشان بمثابه هوايند در طبايع .
چهارم اهل مزارعت كه اقوات همه جماعت مرتب دارند و بقاى اشخاص بي مدد آنها محال بود و ايشان بجاى خاكند در طبايع .
و چنان كه از غلبه يك عنصر بر ديگر عناصر انحراف مزاج از اعتدال لازم آيد از غلبه يكصنف بر ديگر اصناف انحراف امور اجتماع از اعتدال و فساد نوع لازم آيد .
و شرط دوم آنكه در افعال و احوال اهل مدنيه نظر كند ، و مرتبه هر يك را به قدر استحقاق و استعداد او تعيين كند ، و مردمان پنج صنفاند :
صنفي كه آنها بطبع خير باشند و خير ايشان تعدى كند و اين طايفه خلاصهء آفرينشاند و در جوهر مشاكل رئيس أعظم پس بايد كه نزديكترين كسى به پادشاه اين جماعت باشند ، و در توقير و تعظيم ايشان هيچ دقيقه مهمل نماند .
و صنف دوم آنها كه بطبع خير باشد و خير ايشان تعدى نكند و اين طايفه را نيز دوست ميبايد داشت .
صنف سيم آنها كه بطبع نه خير باشند و نه شرير ايشان را امر ميبايد كرد و بر خير تحريص فرمود تا به قدر استعداد بكمال رسند .
صنف چهارم آنكه شرير باشد و شر ايشان تعدى نكند و ايشان را تحقير و اهانت بايد فرمود ، و بمواعظ و زواجر و ترغيب و ترهيب بشارت و انذار بايد كرد تا مگر متوجه خير شوند .
صنف پنجم آنها كه بطبع شرير باشد و شر ايشان تعدى كند و ايشان اخس خلق باشند ، و از ايشان گروهيرا كه اصلاح ايشان متوقع بود بانواع تاديب و زجر اصلاح بايد فرمود ، و گروهيرا كه اصلاح ايشان ممكن نباشد اگر شر ايشان شامل نبود بايشان مدارات رعايت بايد فرمود ، و اگر شر ايشان عام و شامل بود ازالت
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 433
مساهمون: أبو الحسن الشعراني
ص٤٣٣