تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 432

مساهمون:

ص٤٣٢
و اكثر دولتها مادام كه اصحاب آن ثابت العزايم باشند و شرايط اتحاد را رعايت كنند در تزايد باشند ، و سبب وقوف و انحطاط آن رغبت قوم بود و در مقتنيات مانند أموال و كرامات ، چه قوت و صولت اقتضاى استكثار اين دو جنس كند ، و چون ملابس آن شوند هر آينه ضعفاء عقول بدان رغبت نمايند و بواسطهء مخالطت سيرت ايشان به ديگران سرايت كند تا سيرت اول بگذارند و بترفه و نعمت جوئى و خوش عيشى مشغول شوند ، و او زار حرب و دفع بنهند ، و ملكاتى كه در مقاومت اكتساب كرده باشند فراموش كنند ، و همه براحت و آسايش و عطلت ميل كنند . و حينئذ اگر در اثناء اين حال خصمى قاهر قصد ايشان كند استيصال جماعت بر او آسان گردد ، و اگر ظاهر نشود كثرت اموال و كرامات ايشان را بتجبر و تكبر حامل شود و به تنازع و تخالف ظاهر گردد و يكديگر را قهر و غلبه كنند ، و همچنانكه در مبدء دولت هر كه بمقاومت و مناقشت ايشان برخيزد مغلوب گردد در انحطاط بمقاومت و منازعت هر كه برخيزند مغلوب شوند . و تدبير حفظ دولت به دو چيز بود : يكى تألف اوليا ، دويم تنازع اعدا ، بر پادشاه واجب بود كه بر حال رعيت نظر كند و بر حفظ قوانين معدلت توفر نمايد چه قوام سلطنت بمعدلت بود . و شرط اول در معدلت آنست كه اصناف خلق را با يكديگر متكافى دارد چه همچنانكه امزجه معتدله بتكافى چهار عنصر است اجتماعات معتدله بتكافى چهار صنف ثابت شود . اول أهل قلم ، مانند ارباب علوم و معارف و قضاة و كتّاب و حساب و مهندسان و منجمان و اطباء و شعرا كه قوام دين و دنيا بوجود ايشان بود در اجتماع معتدل بمثابت آبند در طبايع . دوم اهل شمشير ، مانند غزات و مجاهدان و اصحاب ثغور و ارباب بأس و شجاعت كه نظام عالم بواسطهء ايشان بود و ايشان بمثابه آتش‌اند در طبايع . ( ج 27 )
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 432 | أبو الحسن الشعراني / شمس الدين محمد بن محمود آملي