مانند اكل و شرب و خواب و معاشرت با اهل و ولد در اوقات عمل و تعب و فكر و تدبير ملك افزايد .
و بايد كه اسرار خود پوشيده دارد تا بر احالت راى قادر بود و از آفت مناقضه امن ، و طريق محافظت اسرار با احتياج بمشاورت و استمداد عقول آن بود كه مشاورت با ارباب همت و مروت و اهل تدبير و كفايت كند ، كه ايشان اذاعت راى جائز نشمرند .
و بايد كه دائما منهيان و متجسسان بتفحص خباياى امور خصوصا از احوال دشمن مشغول باشند ، چه بهترين صلاحى در مقاومت اضداد وقوف بود بر تدبير ايشان .
و بايد كه در استمالت اعداء و طلب موافقت از ايشان باقصى الغاية كوشد ، و تا ممكن باشد چنان سازد كه بمحاربه محتاج نگردد ، و اگر احتياج افتد اگر دافع بود و قوت مقاومت دارد جهد كند كه بنوعى از انواع كمين يا شبيخون بر سر دشمن برد ، چه اكثر أهل شهرهائيكه محاربه با ايشان در بلاد ايشان اتفاق افتاده مغلوب بودهاند ، و اگر قوت مقاومت ندارد تدبير حصون كند .
و در طلب صلح بذل اموال و اصناف خيل پيش گيرد ، و اگر بادى بوده باشد بايد كه غرض او خير محض و طلب دين باشد و از التماس و تفوق و تغلب احتراز كند ، و بعد از ان شرايط حزم و سوء ظن بتقديم رساند ، و با حشمى كه متفق الكلمه نباشد البته بحرب نرود ، اگر چه در ميان دو دشمن رفتن مخاطرهء عظيم بود .
و ملك تا ممكن باشد بايد كه بنفس خود بحرب نرود ، چه اگر شكسته شوند تدارك آن متعذر بود و اگر ظفر يابد از قصورى كه بوقع و هيبت و رونق ملك راه يابد خالي نماند .
و در تدبير كار لشگر كسى را اختيار كند كه بسه صفت موسوم بود :
اول آنكه شجاع و قوى دل بود بدانصفت شهرتى تمام يافته وصيتى شايع
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 436
مساهمون: أبو الحسن الشعراني
ص٤٣٦