آن صرف بايد كرد نگاه دارد زحمتى از بصر باز داشته باشد و اگر نه وجود اين طايفه بود ابواب راحات مسدود گردد چه بى توسط قيام و قعود متواتر و حركات و سكنات مختلف كه مقتضى تعب اعضا و سقوط هيبت و ذهاب وقار و مكانت باشد بمهمات قيام نتوان نمود .
پس بايد كه بر وجود اين جماعت شكر كنند و ايشانرا و دايع حق شمرند و انواع رفق و مدارات و لطف و مواساة در ايشان به كار دارند چه ايشانرا نيز كلال و فتور باعضا و جوارح راه يابد و دواعى حاجات و ارادت در طبايع ايشان مركوز بود تا دقيقه عدالت و انصاف مرعى دارد و طريقه جور و اعتساف مسدود ماند .
و استخدام بايد كه بعد از معرفت و تجربه تمام وقوف بر احوال او باشد و اگر ميسر نشود بحدس و تفرس استعانت بايد نمود و از اصحاب صور متفاوت و خلقتهاى مخالف تحاشى واجب بود ، چه در اغلب احوال خلق تابع خلق افتد .
و در امثال فرس آمده است كه نيكوترين چيزي از زشت صورت او بود و از معلولات همچو ابرص و اعور و مانند آن احتراز بايد نمو و بر صاحب كياست و دها اعتماد نشايد كرد چه بسيار بود كه گربزي و احتيال و مكر با اين دو خصلت مقارن افتد .
و حيا و قلت عقل را بر شهامت بسيار كه با وقاحت بود اختيار بايد كرد ، چه حيا بهترين خصلتهاست در اين باب و چون خادمى حاصل شود او را بصناعتى و كارى كه صلاحيت آن داشته باشد مشغول بايد گردانيد و از صناعتى و كارى بكارى تحويل نبايد فرمود .
و در دل خادم بايد كه مقرر كرده باشد كه ميان ايشان مفارقت نخواهد بود تا او بمروت و كرم قيام نموده باشد و خادم شرط شفقت و هوادارى و مناصحت احتياط بجاى آورد .
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 410
مساهمون: أبو الحسن الشعراني
ص٤١٠