اولاد اغنياء كه بثروت مغرور باشند و از صناعات و آداب محروم مانند بعد از انقلاب زمان بمذلت و هوان گرفتار شوند و محل زحمت دوستان و شماتت دشمنان گردند .
و عادت ملوك فرس چنان بود كه فرزندان را در خانه خود پيش خدم و حشم تربيت ندادندى بلكه باثقات و اشراف بأطراف فرستادندى تا بدرشتى و خشونت عيش برانند و بتنعم و تجمل معتاد نشوند ، و آداب و اخلاق پسنديده اكتساب كنند .
چه با طيب عيش و تنعم و اسباب رفاهيت و كثرت تبع و خدم بر تعب تعلم و آداب اقدام ننمايند و قبول آن بر ايشان دشوار بود ، و خاصه چون مراهق شوند و لذات عشرت راسخ گردد كه آنوقت خود صورت نبندد مگر به نسبت با كسى كه بقبح سيرت متنبه شود و بر كيفيت قلع عادت واقف گردد و در آن بعد از تصميم عزم اجتهادى بليغ بجاى آورد بيشتر با احباب و ارباب حكمت صحبت دارد .
و اگر فرزند دختر باشد تربيت او در حال صغر هم بر آنوجه بايد كرد كه در پسر ياد كرده شد ، بعد از آن صنعتى كه لايق به دو و مناسب حال پدر بود تعليم بايد نمود ، و بملازمت خانه و حجاب و وقار و عفت و حيا و خصالى كه در باب سياست زنان ياد كرده شد بايد فرمود ، و از تعليم خط و شعر بتخصيص آنچه بعشق و عاشقى و عشرت تعلق دارد بلكه مطلق خواندن منع بايد كرد ، و چون به حد بلاغت رسد با كفوى كه لايق او باشد از اكفاى احرار مواصلت بايد ساخت .
فصل ششم [ در تدبير اخوان و اقارب ]
در تدبير اخوان و اقارب كه به نسبت با شخص همچو جناحند با مرغ چنان كه أمير المؤمنين عليه السّلام فرمود .
اكرم عشيرتك فانهم جناحك الذى به تطير و اهلك الذى إليه تصير و انك بهم تصول و بهم تطول و هم العدة عند الشدة ، اكرم كريمهم و اعذر سفيههم ، و اشركهم