اهل منزل همچو مترفهان جبار منتقم متجبر بود به نسبت با اتباع خود ، و در اظهار معايب و جحود احسان و استحقاق فرمان و حقد و طغيان همچو دشمنان ، و در خيانت در مال و سؤال بيحاجت و الحاح در آنچه شوهر كاره بود و اظهار محبت بدروغ و ايثار نفع او همچو دزدان .
و كسى كه بزني ناشايسته مبتلا شود و خلاص ازو بآساني متعذر بود و احتمال صورت نبندد چهار نوع از حيلت پيش گيرد .
اول صرف مال هر چند بسيار بود چه حفظ نفس و مروت و عرض بهتر از حفظ مال بود .
دويم نشوز و بد خوئي در هجرت مضاجع بوجهي كه بفسادى ادا نكند .
سيم تحريص عجايز بر تغير ازو و ترغيب بشوهرى ديگر و رغبت نمودن به ظاهر به دو و از مفارقت او ابا كردن تا باشد كه به حكم : الناس حريص على ما منع ، او را بر مفارقت حرصي بديد آيد .
چهارم آنكه چون تدبيرهاى سالف مفيد نيايد سفر دور اختيار كند به شرط آنكه او را مانعى از اقدام بر فضايح نصب كرده باشد تا اميد او منقطع شود و مفارقت اختيار كند .
و حكماى عرب گفتهاند « لا تزوجوا بالحنانة ، و المنانة ، و الانانه ، وكية القفاء ، و خضراء الدمن » .
و مراد بحنانه زنيست كه از شوهر ديگر فرزندان دارد و خواهد كه از مال شوهر بايشان مهرباني نمايد ، و منانه آنكه بمال خود بر شوهر منت نهد ، و انانه آنكه بيشتر ازين حال بهتر بوده باشد يا شوهرى بزرگتر ديده و پيوسته ازين حال و ازين شوهر با شكايت و انين بوده ، وكية القفا آنكه چون شوهرش از محفلي غايب شود مردمان بذكر او داغي بر قفاى شوهر نهند ، و خضراء الدمن آنكه صورتى داشته باشد اما بد اصل و بىكفايت بود .
و هر كه بشرايط سياست زنان اقدام نتواند نمودن اولى آن بود كه دامن از
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 404
مساهمون: أبو الحسن الشعراني
ص٤٠٤