و محاسن اخيار و اشعار كه بارباب اخبار و سير احرار تعلق دارد حفظ دهند تا متذكر آن معنى شود ، و از اشعار سخيف كه بعشق و شرب خمر تعلق داشته باشد احتراز نمايند .
و از تطاول بر فروتران و تعصب و طمع باقران و دروغ و فضولى كه طبيعت كودكان بدان مايل بود منع كنند ، و از ملابس تزيين و اسباب تمتع اجتناب لازم دانند و نگذارند كه براست و يا دروغ سوگند ياد كند چه سوگند قبيح بود ، و بر خدمت نفس خود و استاد و هر كه ازو بزرگتر بود تحريص كنند .
و بايد كه معلم عاقل و متدين بود ، و بشيرين سخنى و وقار و هيبت و مروت و نظافت مشهور و از اخلاق ملوك و آداب مجالست ايشان و محاورت هر طايفه با خبر و بر رياضت اخلاق و طرق تاديب واقف ، و ضرب اول بايد كه مولم بود و اندك چنان كه از آن اعتبار گيرد و بر معاودت مجاسرت ننمايد ، و بهر وقت اجازت دهد تا ساعتى بياسايد و مشغول ببازى شود تا از تعب ادب آسوده شود ، و خواطر او كند نگردد .
و معلم بايد كه در طبيعت كودك نظر كند و از احوال او بطريق فراست و كياست اعتبار گيرد تا اهليت و استعداد كدام علم و صناعت درو مفطور است او را باكتساب آن نوع مشغول گرداند ، چه همه كس مستعد هر صناعتى نبود ، و در تحت اين تفاوت و تباين كه در طبايع مستودعست سرى غامض و حكمتى دقيق است كه نظام عالم و قوام بني آدم بدان منوط ميتواند بود ، ذلك تقدير العزيز العليم .
پس اگر در او صلاحيت حكمت يابد اول علم تهذيب اخلاق تعليم دهد و بعد از آن علوم حكمت نظرى بر وجهيكه بيشتر ياد كرده شد و بيشتر از تتميم و تكميل صناعتى به ديگرى انتقال نكند ، و اگر صلاحيت صناعتى ديگر يابد بدان مشغول گرداند .
و چون صناعتى از صناعات آموخته باشد او را بكسب و تعيش بدان فرمايند تا چون حلاوت اكتساب بيا بدان را بكمال رساند و در ضبط دقايق آن نظرى تمام بجاى آرد و بر طلب معيشت و تكفل امور آن قادر و ماهر شود ، چه اكثر
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 406
مساهمون: أبو الحسن الشعراني
ص٤٠٦