تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 403

مساهمون:

ص٤٠٣
بر تعطيل صبر نكند و هرگاه از ضروريات فراغت يابد به غير ضرورى مشغول گردد پس اگر زن از محافظت منزل و تربيت اولاد و تفقد مصالح خدم فارغ باشد بامورى كه مقتضى خلل منزل بود همچو تزيين خود و تفرح صحرا و باغ و نظر باجانب مشغول شود و حينئذ امور منزل مختل گردد ، و شوهر را در چشم او وقعي و هيبتي نماند و بر اقدام بر قبايح دلير شود و از آن فضيحت و شقاوت دو جهاني حاصل آيد . و شوهر را بايد كه در سياست زن از سه چيز احتراز كند . اول از فرط محبت او چه از آن استيلاى زن و ايثار هواى بر مصالح خود لازم آيد ، و اگر بمحبت او مبتلا گردد ازو پوشيده دارد و اگر نتواند بعلاجهائيكه در باب عشق ياد كرده شد اقدام نمايد . دويم از مشاورت با او در كليات امور و اطلاع او بر أسرار خود و اخفاى مال و مايه ازو به همه حال ، چه رأيهاى فاسد و نقصان تميز ايشان در ابن باب مستدعى آفات بسيار بود سيم از رخصت باستماع حكايات مردان و زنانى كه بافعال بد موسوم باشند و نظر بأجانب و شرب خمر كه اين معني مقتضي فسادها شود كه تدبير آن ميسر نگردد ، و مجالست زنان كه بمحافل مردان رسيده باشند و حكايات آن باز گويند از همه زيان كارتر بود . و سبيل زن در تحرى رضاى شوهر و وقع خود در دل او برعايت پنج چيز است اول ملازمت عفت دوم اظهار كفايت سوم رعايت هيبت شوهر چهارم حسن تبعل بمجانبت از اموريكه مقتضى نشوز بود پنجم قلت عتاب و مجاملت در عشرت . حكما گفته‌اند زن شايسته آنست كه در ارادت قربت حضور و كراهت غيبت و تحمل مشقت از براى حصول مراد ، همچو مادر باشد به نسبت با فرزند ، و در موافقت اخلاق و دريغ نداشتن مال خود ازو و معذور داشتن بهر چه او كند همچو دوست بود به نسبت با دوست ، و در شرايط خدمت و مصابرت بر بدخوئي او و افشاى مدح و سر عيب و شكر نعمت او همچو كنيزك بود به نسبت با خواجه . و زن شايسته آنكه در كسل و تعطيل و فحش و تجني و خشم گرفتن و ايذاى