تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 402

مساهمون:

ص٤٠٢
گشوده شود و بر آن اقتصار ننمايد بلكه شوهر را در طاعت خود آورد و وسيله مرادات خود سازد ، پس آمر مامور شود و مطيع مطاع گردد و غايت اينحال حصول عيب و عار و مذمت و ذمار هر دو باشد و چندان فضايح و شنايع حادث گردد كه تدارك و تلافى آن صورت نبندد . و كرامت آنست كه زنرا بهر آنچه مستدعى محبت و شفقت بود مكرم دارد تا چون از زوال آن مستشعر باشد حسن اهتمام امور منزل و مطاوعت شوهر را تلقى نمايد ، و نظامي كه مطلوبست بحصول پيوندد . و اصناف كرامت شش چيز است اول آنكه او را در هيبتى جميل دارد دوم آنكه از ستر و حجاب او از غير محارم مبالغتى عظيم نمايد و چنان سازد كه بر آثار و شمايل و آواز او هيچ بيگانه اطلاع نيابد سوم آنكه در ضروريات امور كدخدائى با او مشاركت كند بوجهيكه او را در مطاوعت خود در طمع نيندازد چهارم آنكه دست او در تصرف اقوات بروجه مصلحت منزل و استعمال خدم در مهمات مطلق دارد پنجم آنكه با خويشان و اهل بيت او صله رحم كند و دقايق حقوق مصاهرت را رعايت واجب داند ششم آنكه چون اثر صلاحيت و شايستگى در او احساس كند بزنى ديگر مايل نشود اگرچه بجمال و مال و نسب ازو شريفتر باشد . چه غيرتى كه در طبايع زنان مركوز بود با نقصان عقل ايشان را بر قبايح و فضايح و ديگر افعال كه موجب فساد منزل و سوء مشاركت و ناخوشى عيش و عدم نظام باشد باعث گردد . و در اين معنى جز ملوك را كه غرض ايشان از تأهل طلب نسل و عقب بسيار بود و زنان در خدمت بمثابت بندگان باشند رخصت نداده‌اند و ايشان را نيز احتراز اولى بود ، چه مرد در منزل مانند دل است در بدن و چنان كه يكدل منبع حيات دو بدن نتواند بود يك مرد را نيز تنظيم دو منزل ميسر نيست . و شغل خواطر آنست كه خواطر زن را پيوسته بتكفيل مهمات منزل و نظر در مصالح آن و قيام بدآنچه مقتضى نظام معيشت بود مشغول دارد ، چه نفس انسانى