و نافعترين تدبيرى كه در اين باب استعمال توان كرد تحريص صاحب اين جهل بود بر اقتناى علوم رياضى چون هندسه و حساب ارتياض براهين آن اگر اين ارشاد قبول كند ، و در آن انواع خوض نمايد از لذت يقين و كمال حقيقت خبردار شود هر آينه انتعاشى درو پديد آيد و حينئذ چون با معتقدات خويش افتد و لذت يقين از آن منتفى يابد شك را مدخلى متعين شود .
پس اگر شرط انصاف رعايت كند به زودى بر حلل عقيدهء خود وقوف يابد تا بمرتبه جهل بسيط رجوع كند و حينئذ بمراسم تعلم قيام نمايد
امراض قوت دفع اگر چه نامحصورند اما بدترين همه سه مرضاند : اول غضب از طرف افراط ، دوم جبن از طرف تفريط ، سوم خوف كه با ردائت قوت مناسبتى دارد .
اما غضب حركتى است مر نفس را كه مبدء آن شهوت انتقام بود و اين حركت چون بعنف باشد آتش خشم افروخته شود و خون دل بغليان آيد و دماغ و شريانات از دخانى مظلم ممتلى شود هر آينه عقل محجوب گردد و فعل او ضعيف شود ، در اين حال معالجه اين تغير و اطفاى اين نايره در غايت تعذر بود ، چه هر چه در اطفاى آن استعمال كنند ماده قوت و سبب غضب زياده شود
و در اشخاص بحسب اختلاف امزجه اين حال مختلف افتد ، چه تركيبى باشد مناسب تركيب چوب تر تا بتركيبى رسد كه اشتعال در آن بنهايت تعذر بود ، اين تربيت باعتبار حال غضب در عنفوان مبدء حركت بود ، أما وقتى كه سبب متواتر شود اصناف مراتب متساوى نمايد چنان كه از اندك آتشى كه از احتكاكى ضعيف متواتر در چوبى حادث شود بيشههاى عظيم و درختان بىنهايت از خشك و تر سوخته گردد .
و تأمل بايد نمود كه از احتكاك دو بخار رطب و يابس با يكديگر اشتعال بروق و قذف صواعق كه بر سنگ خارا گذر كند چگونه حادث شود ، حال تهيج غضب و نكايت او همچنان بود و اگر چه سبب كمتر كلمه بوده باشد
انسقراطيس حكيم گويد : من بسلامتى آن كشتى كه باد سخت و شدت آشوب
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 388
مساهمون: أبو الحسن الشعراني
ص٣٨٨