تعلق دارد همچو علوم شرعي و علوم ظاهر چون علم ادب و بلاغت و نحو و كتابت و حساب و مساحت و استيفا و آنچه به دو ماند .
فصل نهم [ در حفظ صحت نفس ]
در حفظ صحت نفس ، كه آن بمحافظت فضائل منوط است ، بدانكه چون نفسى به تحصيل سعادت و اكتساب فضيلت مشعوف بود ، و مساعى او بر اقتناء علوم حقيقى و معارف يقينى مصروف و از ذمائم امور و قبايح و شرور عارى ، بر صاحب او رعايت امورى كه مستدعى محافظت و مقتضى ثبات او شود بر آن طريقت لازم بود ، و در قانون محافظت آن التزام امورى چند از لوازم است .
اول اشتياق بمعاشرت و مخالطت جمعى كه در خصال مذكوره با او مشارك و مشاكل باشند
دويم احتراز و مجانبت از اختلاط و مجالست أهل شر و نقص و گروهى كه بمسخرهگي و مجون « 1 » مشهور باشند چه هيچ چيز را در نفس تاثير زياده از تاثير جليس و خليط نيست
سيم آنكه از اصغاء احاديث و حكايات و استماع اشعار و مزخرفات كه ارباب ضلالت بنابر استطابت لذت و ميل طبيعت ترتيب داده باشند اجتناب نمايد ، چه از استماع نادره يا از روايت بيتى در آنشيوه مر نفس را چندان وسخ و خبث حاصل شود كه تطهير آن جز بروزگار دراز ميسر نگردد .
بسيار بود كه امثال حال سبب ضلال فاضلان مبرز و عالمان مستبصر شود تا بجوانان مستعد و متعلمان مسترشد چه رسد ، و مزاح مستعذب و حكايات مستطاب و فكاهت محمود بر وجهى كه مقدار آن حكمت بود نه شهوت و از حد توسط بدرجه اسراف نرسد داخل آنكه احتراز از او لازم است نباشد
چه انبساط را نيز مانند ديگر اخلاق دو طرفست مذموم و مجون و خدعه و تهتك و شناعت كه طرف افراط اوست ، و بد خوئى و عبوست كه جانب تفريط اوست أما مرتبهء وسط كه بر شرايط اعتدال مشتمل بود همچو بشاشت و طلاقت و حسن
هامش
( 1 ) - المجون أن لا يابي الانسان بما منع و مجن بالفتح مجونا و مجانة و مجنا بالضم .