تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 379

مساهمون:

ص٣٧٩
و اول ابتدا بتعديل قوت شهوت بايد كرد ، و بعد از آن بتعديل قوت غضب و خشم ، پس تعديل قوت تميز ، پس اگر اتفاق چنان افتاده باشد كه تربيت او در ايام طفوليت بر قاعده حكمت واقع شده باشد تحصيل فضايل به سهولت ميسر شود . و اگر در مبدء نماء بر عكس قاعده حكمت تربيت يافته باشد بتدريج در فطام نفس از عادات ذميمه و ملكات ناپسنديده سعى بايد نمود و بصعوبت طريقت نوميدى نبايد نمود كه اهمال مستدعى شقاوت ابدى بود و تلافي مافات هر روز مشكلتر بود و بتعذر نزديكتر شود تا آنگاه كه بدرجه امتناع رسد و جز تلهف و تحسر و تاسف حاصلي ديگر نباشد اعاذنا اللّه من ذلك . و فضيلت هر چند از امور صناعيست شايد كه كسى را از روى خلقت قبول فضيلتى آسان‌تر بود و شرايط استعداد درو بيشتر همچنانكه طالب كتابت يا صناعت را ممارست آن حرفت ميبايد كرد تا هيئتيكه در طبيعت او راسخ شود كه مبدء صدور آن فعل باشد ازو بر وجه مصلحت آنگاه او را از جهة اعتبار آن ملكه كاتب يا صانع خوانند و بدان حرفت نسبت دهند . همچنين طالب فضيلت را بر افعالى كه آن فضيلت اقتضا كند اقدام بايد نمود تا هيئت و ملكه در نفس او پديد آيد كه اقتدار او بر اصدار آن افعال بر وجه اكمل به سهولت بود ، آنگاه به سمت آن فضيلت موصوف باشد . و از جهة آنكه در اين صناعت اقتدا بطبيعت بايد كردن مناسبترين صناعات بدن طب است كه در اصلاح ظاهر بدن و تجويد احوال او پيوسته اقتدا بطبيعت لازم باشد و بنابر اين بعضى از حكما اين صناعترا طب روحاني خوانند . و همچنانكه طب دو جزو است يكى در حفظ صحت ، دوم در ازالت علت اين فن نيز دو قسمتست : يكى در محافظت فضيلت ، دويم در ازالت رذيلت پس از اين مقدمات روشن شد كه طالب فضيلترا اول بحث از حال قوت شهوت بايد كرد و بعد از آن از حال قوت غضب و تامل نمودن تا حال هر يكى در فطرت كه بر قانون اعتدال است يا منحرف از آن اگر بر قانون اعتدال بود در حفظ اعتدال و ملكه
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 379 | أبو الحسن الشعراني / شمس الدين محمد بن محمود آملي