فصل هشتم [ در ترتيب اكتساب فضايل ]
در ترتيب اكتساب فضايل و مراتب سعادت ، بدانكه مبادى اصناف حركات كه مقتضى توجهاند بانواع كمالات چنان كه در حكمت مقرر است يكى از دو چيز تواند بود : طبيعت ، يا صناعت .
اما طبيعت مانند مبدء تحريك نطفه در مراتب استحالات تا آنگاه كه بكمال حيوانى رسد ، و اما صناعت مانند مبدء تحريك چوب بوسايط ادوات و آلات تا آنگاه كه به كمال سريرى رسد .
و چون طبيعت بر صناعت مقدم است هم در وجود و هم در رتبت چه صدور او از محض حكمت الهى است و صدور صناعات از محاولات و ارادات انسانى به استمداد و اشتراك امور طبيعى پس طبيعت بمنزلهء استاد و معلم است و صناعت به مثابه متعلم .
و كمال صناعت در آنكه در ترتيب افعال و وضع هر چيزى بجاى خويش و محافظت آن تشبه و اقتداء بطبيعت كند تا كماليكه قدرت الهى طبيعت را بطريق تسخير متوجه آن گردانيده از صناعت بر وجه تدبر حاصل آيد ، و به كمالي كه بحسب ارادت و مشيت مستلزم او بوده مقرون شود .
چنان كه چون بيضه مرغ را در حرارتى مناسب حرارت سينه ايشان ترتيب دهند همان كمال كه بحسب طبيعت متوقع بود كه آن بر آوردن فرخ است به ظهور رسد .
و چون اين مقرر شد بايد كه در تهذيب اخلاق و اكتساب فضايل اقتداء به طبيعت نمايند و بدانند كه ترتيب وجود قوى و ملكات در به دو فطرت بر چه سياقت بود و همان ترتيب در تهذيب آن نگاه دارند .
و محقق است كه اول قوتى كه حادث شود قوت جذب غذا و سعى در تحصيل آن بود .
چه كودك از شكم مادر چون جدا شود بحسب طبيعت بىتقديم تعلمى طلب