تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 372

مساهمون:

ص٣٧٢
و لذلك قال الحكماء : اصابة نقطة الهدف أعسر من العدول عنها ، و لزوم الصواب بعد ذلك بحيث لا يخطيها أعسر و اصعب . و بايد دانستكه حكما وسط را به دو معنى اعتبار كنند : يكى وسط حقيقى كه فى نفسه وسط باشد ، و ديگر آنچه وسط باشد باضافت مانند اعتدالات غير حقيقى پيش اطبا ، و اعتبار وسط درين علم از قبيل ثانى بود و از اينجاست كه شرايط هر فضيلتي از فضائل بحسب اشخاص مختلف شود و باختلاف افعال و احوال و ازمنه هم اختلافي لازم آيد ، و بازاء هر فضيلتى از فضايل شخص معين رذايل نامتناهى باشد ، و حصر آن اشخاص بر صاحب صناعت نيست بلكه برو اعطاء اصول و قوانين بود نه احصاء جزئيات و چون انحرافات راجع با دو نوع است : يكى آنكه از مجاوزت در طرف افراط لازم آيد ، ديگر آنكه از مجاوزت در طرف تفريط پس بازاى هر فضيلتى دو جنس رذيلت باشد كه آن فضيلت وسط بود و آن دو جنس رذيلت دو طرف . پس اجناس رذايل هشت بود ، و از آن بازاى حكمت يكى سفه كه طرف افراط اوست و آن استعمال قوت فكرى است در آنچه زايد بر مقدار واجب بود ، و بعضى آن را گربزى خوانند ، و دوم بله كه طرف تفريط اوست و آن تعطيل آن قوتست به اراده نه از روى خلقت . و دو بازاى شجاعت يكى تهور كه طرف افراط اوست و آن اقدام است بر آنچه اقدام بر آن پسنديده نباشد ، دوم جبن كه طرف تفريط او است و آن حذر كردن است از چيزى كه حذر از آن محمود نباشد . و دو بازاى عفت اول شره كه طرف افراط اوست و آن ولوع است بر لذات زياده از مقدار واجب و دوم خمود كه طرف تفريط اوست و آن سكون است از حركت در طلب لذات ضرورى كه شرع و عقل در اقدام بر آن رخصت داده باشد از روى ايثار نه از روى نقصان خلقت . و دو بازاى عدالت يكى ظلم كه طرف افراط اوست و آن تحصيل اسباب