تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 371

مساهمون:

ص٣٧١
و كفايت بشرى نبود و رأى و رويت خلق را در آن مجال تصرفي صورت نبندد زياده و نقصان و تعجيل و تأخير نطلبد و بخلاف آنچه باشد ميل نكند دوازدهم عبادت ، و آن عبارتست از آنكه تعظيم و تمجيد معبود جل ذكره و مقربان حضرت او چون ملائكه و انبياء و أئمه عليهم السلام و طاعت و متابعت آنها و انقياد اوامر و نواهى صاحب شريعت ملكه كند ، و تقوا را كه مكمل و متمّم اين معاني بود شعار و دثار خود سازد

فصل ششم [ در ذكر اضداد اين اجناس ]

در ذكر اضداد اين اجناس ، چون فضائل در چهار جنس منحصر شد اضداد اجناس آن كه رذايلند در بادى النظر هم چهار تواند بود اول جهل كه ضد علم و عقلست دوم جبن كه ضد شجاعتست سوم شره كه ضد عفت است چهارم جور كه ضد عدالتست . أما هر فضيلتى را حدى است كه هرگاه از آن حد تجاوز نمايد خواه در طرف غلو و خواه در طرف تقصير برذيلتى أدا كند ، بل هر قيدى كه در تحديد فضيلتى معتبر بود چون اهمال كنند يا قيدى غير معتبر بر آن زياده كنند آن فضيلت رذيلت گردد پس هر فضيلتى بمثابت وسطى بود و رذايل بمنزلة اطراف و حينئذ هر فضيلتى را رذايل نامتناهى صورت بندد ، چه وسط محدود است و اطراف نامحدود و ملازمت فضيلت مانند حركت بود بر خطى مستقيم و ارتكاب رذيلت مانند انحراف از آن خط و ظاهر است كه حركت بر سنن استقامت ميان دو خط مستقيم جز يكى نتواند بود و به غير استقامت شايد كه نامتناهى بود همچنين استقامت در سلوك طريق فضيلت جز بر يك نهج صورت نبندد و انحراف از آن منهج نامحدود باشد ، و صعوبتى كه در التزام طريقه فضايل واقع شود از اين جهة باشد ، و آنچه از نواميس الهى منقول شده كه پل صراط حق است و از موى باريكتر است و از شمشير تيزتر اشاره بدين معنى است ، چه وجود وسط حقيقى در ميان اطراف نامتناهى متعذر بود ، و تمسك بدان بعد از وجود متعذر