محافظت از آن واجب بود تهاون ننمايد .
يازدهم رقت ، و آن عبارتست از آنكه نفس از مشاهدهء تألم ابناى جنس متأثر شود بىاضطرابى كه در افعال او حادث گردد
و در تحت جنس عفت دوازده نوع است
اول حيا ، كه آن انحصار نفس است در وقت استشعار ارتكاب قبيح جهت احتراز و استحقاق مذمت .
دوم رفق ، كه آن انقياد نفس است مر امورى را كه حادث شود از طريق شرع و آن را ديانت نيز گويند .
سوم حسن هدى ، و آن عبارتست از آنكه نفس را بتكميل خود بحيلتهاى پسنديده رغبتي صادق حاصل آيد
چهارم مسالمت و آن عبارتست از آنكه نفس در وقت تنازع آراى مختلفه و احوال متباينه مجاهلت نمايد از سر قدرت بىتطرق اضطراب
پنجم دعت ، و آن عبارتست از آنكه نفس در وقت حركت شهوت ساكن و مالك زمام خود بود
ششم صبر ؛ و آن مقاومت نفس است با هوا تا مطاوعت لذات قبيحه از او صادر نشود .
هفتم قناعت كه آن قرار گرفتن است در مآكل و مشارب و ملابس و غير آن و راضى شدن بدآنچه سد خلل كند از هر جنس كه اتفاق افتد .
هشتم وقار و آن عبارتست از آنكه نفس در وقتى كه منبعث شود بجانب مطالب آرام نمايد تا از فرط استعجال مجاوزت حد ازو صادر نشود به شرط آنكه مطلوب فوت نكند .
نهم ورع ، و آن عبارتست از آنكه نفس را بر اعمال پسنديده و افعال حسنه ملازمت نمايد و فتور و قصور را بدان راه ندهد .
( ج 23 )