و در تحت جنس شجاعت يازده نوع است
اول كسر نفس ، و آن عبارتست از آنكه نفس بكرامت و هوان مبالات نكند و به بسيارى و عدم آن التفات ننمايد و بر احتمال ضرّا و سرّا و شدت و رخا قادر باشد
دوم نجدت ، و آن عبارتست از آنكه نفس واثق بود بثبات خود تا در حال خوف جزع برو متطرق نگردد ، و حركات نامنتظم ازو صادر نشود
سوم بلندى همت و آن عبارتست از آنكه نفس را در طلب جميل سعادت و شقاوت اين جهانى در چشم نيايد و بدان استبشار و ضجرت ننمايد تا به حدى كه از هول مرگ نيز باك ندارد
چهارم ثبات ، و آن عبارتست از آنكه نفس را قوت آلام و شدايد مستقر شده باشد چنان كه از عارض شدن امثال آن شكسته نشود
پنجم حلم ، و آن عبارتست از آنكه نفس را طمأنينتي حاصل شود كه غضب بآساني تحريك او نتواند كرد ، و اگر مكروهى به دو رسيد در شغب « 1 » نيايد
ششم سكون ، و آن عبارتست از آنكه در خصومات يا در حربهائي كه جهة محافظت حرمت خود يا شريعت واقع شود خفت و سبكسارى ننمايد و اين را عدم طيش نيز گويند
هفتم شهامت ، و آن حريص بودن نفس است بر اقتضاى امور عظام از جهت توقع ذكر جميل .
هشتم تحمل و آن عبارتست از آن كه نفس آلات بدني را فرسوده گرداند در استعمال از جهت اكتساب امور پسنديده
نهم تواضع ، و تواضع آنست كه خود را از كسانى كه در جاه ازو نازلتر باشند مزيتي ننهد .
دهم حميت ، و آن عبارتست از آنكه در محافظت ملت يا حرمت از چيزهائى كه
هامش
( 1 ) - شغب فتنه برانگيختن