كمال قوت شهوت عفت لاجرم حكماى متاخر و متقدم اتفاق كردند در آنكه اجناس فضائل چهارند : حكمت ، و شجاعت ، و عفت ، و عدالت ، و هيچكس مستحق مدح و مستعد مباهات و مفاخرت نشود الا بيكى از اينها يا بمجموع آن و كسانى را كه بشرف و نسب و بزرگى ستايش كنند بنابر آنست كه بعضي از آبا و اسلاف ايشان به اين فضائل يا بيكى از اينها موصوف بودهاند
فصل پنجم [ در بيان انواعى كه در تحت اين اجناس هستند ]
در بيان انواعى كه در تحت اين اجناس چهار گانه باشند ، هر چند در تحت هر يكى ازين فضائل مذكوره انواع نامحصورند ، ليكن ما از آن جمله آنچه مشهورتر باشد ايراد كنيم و من اللّه التوفيق
بدانكه در تحت جنس حكمت هفت نوعند ، اول ذكاء و آن عبارت است از آنكه از كثرت مزاولت مقدمات نتيجه سرعت انتاج قضايا و سهولت استخراج نتايج ملكه شود بر مثال برقى كه بدرخشد .
دوم سرعت فهم ، و آن عبارتست از آنكه نفس را حركت از ملزومات بلوازم ملكه شده باشد در آن تفصيل بمكثى محتاج نشود
سوم صفاى ذهن ، و آن عبارتست از آنكه نفس را استعداد استخراج مطلوب بىاضطراب و تشويشى كه بر او طارى گردد حاصل آيد .
چهارم سهولت تعلم ، و آن عبارتست از آنكه نفس در نظر حدتى اكتساب كند تا بىممانعت خواطر متفرقه بكليه خود متوجه بمطلوب شود
پنجم حسن تعقل ، و آن عبارتست از آنكه در بحث و استكشاف از هر حقيقتى حد و مقدارى كه بايد نگاه دارد تا نه اهمال داخلى كرده باشد و نه اعتبار خارجى
ششم تحفظ ، و آن عبارتست از آنكه صورى كه عقل يا وهم به قوت تفكر يا تخيل ملخص و مستخلص گردانيده باشد نيك نگاهدارد و ضبط كند
هفتم تذكر ، و آن عبارت است از آنكه نفس را ملاحظه صور محفوظه بهر وقت كه خواهد به آسانى دست دهد از جهة ملكه كه اكتساب كرده باشد