و اين معنى از تجربه مستفاد است .
فصل چهارم [ در حصر اجناس فضائل ]
در حصر اجناس فضائل كه مكارم اخلاق عبارت از آنست ، بدانكه نفس انسانى را سه قوت است كه باعتبار آن قوى بمشاركت ارادت مصدر آثار و افعال مختلف شود .
يكى قوت عاقله كه آن را نفس ملكى خوانند و آن مبدء فكر و تميز و شوق و نظر در حقايق امور بود
دوم قوت غضبي كه آن را نفس سبعي خوانند و آن مبدء غضب و جرئت و اقدام بر تحصيل اموال و شوق تسلط و ترفع و مزيد جاه بود
سوم قوت شهوانى كه آن را نفس بهيمى خوانند و آن مبدء شهوت و طلب غذا و شوق التذاذ بمآكل و مشارب و مناكح بود
پس عدد فضائل نفس بحسب اعتدال اين قوى تواند بود ، چه هر گاه حركت قوه عاقله باعتدال بود و شوق باكتساب معارف يقينى از آن حركت فضيلت علم حاصل شود .
و هرگاه كه حركت قوة غضبى باعتدال بود و قوت عاقله را انقياد نمايد و بر تقسيط او قناعت كند و تهيج بيوقت و مجاوزت از حد ننمايد از آن حركت فضيلت حلم حادث شود .
و هر گاه كه حركت قوت شهواني باعتدال بود و بر آنچه قوت عاقله نصيب او نهد اقتصار نمايد و مطاوعت او لازم داند و در مطاوعت هوا مخالفت او نكند از آنحركت فضيلت عفت حادث شود .
و چون اين سه جنس فضيلت حاصل شود و هر سه با يكديگر متمازج و متسالم شوند از تركيب هر سه حالتي متشابه حاصل آيد كه كمال الفضائل به دو بود آن را فضيلت عدالت خوانند .
و چون نتيجه كمال قوت عقل حكمت ، و نتيجه كمال قوت غضب شجاعت ، و نتيجه