تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 364

مساهمون:

ص٣٦٤
منزه و پاكند ، و تدنس بأخلاق ذميمه و ملكات رديه بواسطهء مجاورت و مخالطت اشرار بود ، و طريق تهذيب آن يا زجر و تاديب تواند بود يا بتعليم و تعلم و يا بتكلف و تمرين . و طريق تاديب آنست كه فرزندان و اتباع وزير دستان خود را در قيد نواميس الهى كشند و باصناف سياسات و تاديبات اصلاح اخلاق ايشان كنند ، و بر التزام آداب پسنديده و عادات گزيده الزام نمايند ، چنان كه تمامت حالات حسنه ايشان را ملكات گردد . و طريق تعليم و تعلم آنكه خدمت ارباب حكمت و ملازمت جمعى كه بدان موهبت شهرت يافته باشند اختيار كنند ، و به تحصيل علوم و آداب مشغول شوند ، و از متابعت اقوال و أفعال و تتبع أحوال و أعمال ايشان بهيچگونه منحرف نشوند تا بدان كرامت رسند و اگر تحصيل علمى صورت نبندد به مجرد مجالست و صحبت ايشان اكتفا نمايند كه صحبت را اثرى عظيم است و از اينجا گفته‌اند :
عن المرء لا تسأل و سل عن قرينه * فكل قرين بالمقارن يقتدى
و طريق تكلف و تمرين آنكه چون دريابند كه خلقى مستحسن است خود را بتكلف بر ان دارند و مباشرت و مزاولت نمايند تا بواسطهء كثرت ممارست آن حالت ايشان را ملكه گردد . مثلا اگر كسى خواهد كه خلق جود او را حاصل شود به مباشرت بذل اموال مداومت نمايد ، و به هيچ حال صورت فقر و احتياج را در خيال خود راه ندهد تا آن معنى بواسطهء كثرت مباشرت برو محبوب گردد و بكرامت خلق جود متحلى شود و ليكن سلوك اين طريق بايد كه بر سبيل تدريج بود و إلا ميسر نشود چه شخصى كه او در بذل مال عادت نكرده باشد اگر در وهلهء اولى خواهد كه هزار دينار ايثار كند برو دشوار بود ، و أما اگر مدتى هر روز درمى ايثار كند چندانكه نفس بدآن معتاد شود و بعد از آن از درم بدينار رساند و از يكدينار بده دينار و از ده به صد اين معنى بر او آسان شود به جائى رسد كه يكدينار و هزار دينار پيش او يكسان باشد