رسول صلّى اللّه عليه و إله از مكه روى بطايف نهاد و در راه حصنهاى بسيار بگشود و غنايم بيشمار جمع كرد .
و چون بطايف رسيد ايشان درهاى شهر را استوار در بستند و از بالاى بارو تير و سنگ ميانداختند ، رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نيز بفرمود تا منجنيق ترتيب دادند و بگشودن آن مشغول شدند ، پس حقتعالى او را خبر داد كه آن جماعت بيمحاربه مسلمان خواهند شد او محاربه ترك كرد و باز گرديد و در جعرانه اقامت نمود و غنايم را كه از حرب حنين و طايف آورده بودند جمله را آنجا جمع فرمود
و مسعود بن عمر الغفارى بر سر آن غنايم بود و از آن جمله ششهزار شتر بودند و چهار پايان چندان بودند كه حساب آن دشوار بود ، چون رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم خواست آن را قسمت كند أهل هوازن كه گريخته بودند از جوانب بواسطه خانها و فرزندان و گله و رمه به خدمت رسول صلّى اللّه عليه و إله آمدند و ايمان آوردند ، و رسول صلّى اللّه عليه و إله آن غنيمت را از ياران خود درخواست و همه را بديشان داد ، و ايشان را اجازه داد تا به وطن خود روند و گفت : اگر مالك بن عوف بيايد و مسلمان شود خانها و اموال او همه به دو دهم و صد شتر ديگر بر آن مزيد كنم
چون آن خبر به مالك رسيد او نيز به خدمت رسول آمد و مسلمان شد و هر چه از آن بود بستد و صد شتر ديگر رسول صلّى اللّه عليه و آله به دو داد و او را رئيس و مهتر قبيله هوازن و ديگر قبايل كه در آن حوالى بودند گردانيد .
آوازهء شوكت رسول صلّى اللّه عليه و إله در ديار عرب و يمن و طايف افتاد ، قوم ثقيف و بيشتر قبايل عرب بيامدند و مسلمان شدند و كار اسلام بالا گرفت ، و رسول صلّى اللّه عليه و إله از آنجا باز گرديد و بمدينه آمد و لشگرها به اطراف فرستاد و خود در مدينه اقامت كرد .
و اگر شرح و بسط اين غزوات و غزواتى ديگر كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به خود حاضر نشد و غزواتى بعد ازو ميان حق و باطل واقع شد شروع رود بتطويل انجامد فيالها قصة
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 333
مساهمون: أبو الحسن الشعراني
ص٣٣٣