تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 332

مساهمون:

ص٣٣٢
رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ميل بدست راست كرد و بايستاد و گفت : يا ايها الناس هلموا الىّ أنا رسول اللّه أنا محمّد بن عبد اللّه ، بعضى از مسلمانان كه آواز رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم شنيدند ميل بدانجانب كردند ، و بعضى كه نشنيدند ميگريختند . و پيغمبر بر استرى سبز خنك نشسته بود عباس پياده عنان آن در دست نگاه ميداشت ، و عليّ عليه السّلام كفار را از چپ و راست ميكشت و ميراند و رسول همچنان ميگفت هلموا الىّ هلموا الىّ أنا محمّد رسول اللّه ، تا انصار آواز بشنيدند و لبيك لبيك گويان روى به دو نهادند ، و از هر طرف لشگر اسلام ميآمدند تا گروهى بسيار از مهاجر و انصار جمعشدند و حرب در پيوستند . سوارى در ميان قبيله هوازن بود بس نامدار چنان كه لشگر را همه استظهار به دو بود هر دم حمله بردى و مسلمانان را از لشگر كفار دور ميكرد أمير المؤمنين علي عليه السّلام قصد او كرد و بيكضربت او را از پشت زين بر زمين زد و روى بكفار نهاد و صفهاى ايشان بدريد مسلمانان چون چنان ديدند بيكبار حمله بردند لشگر كفار روى بهزيمت نهادند و مسلمانان در پى ايشان ميرفتند و بعضى را اسير ميكردند چنان كه پيش از جمع شدن لشگر اسلام هزار مرد جنگى از قبيله هوازن دستگير شده بودند . و مالك بن عوف با جمعي بگريخت و بطريق طايف رفت ، و هر طائفهء كه قدرت داشتند به طرفى افتادند و خانها و فرزندان با رمه و گله هر چه داشتند بگذاشتند رسول صلّى اللّه عليه و إله لشگر در عقب ايشان بفرستاد تا بيشتر را اسير كردند و در آن حرب دو تن از مهاجر و انصار كشته شدند و رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از آنجا باز گرديد

غزو بيست و چهارم [ غزاى طايف ]

غزاى طايف است ، چون رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از غزو حنين باز گرديد شنيد كه قبيلهء ثقيف از طايف بنصرت مالك بن عوف و قبيله هوازن آمدند ، و شهر طايف را حصارى قوى بود در هر گوشه منجنيقى راست كردند و لشگر بسيار در آنجا جمعشدند ،
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 332 | أبو الحسن الشعراني / شمس الدين محمد بن محمود آملي