تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 331

مساهمون:

ص٣٣١
لا إله إلا اللّه وحده لا شريك له صدق وعده و نصر عبده و هزم الاحزاب وحده ، يا معشر قريش إن اللّه قد اذهب عنكم نخوة الجاهلية و تعظمها بالآباء الناس من آدم و آدم من تراب ثم تلى قوله تعالى :
يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ

غزو بيست و سوم [ غزاى حنين ]

غزاى حنين بود ، چون رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را فتح مكه ميسر شد و قريش مطيع و منقاد شدند خواست تا قصد قبيله هوازن كند ، و در عرب هيچ قبيله بيشتر از ايشان نبود و همه به مردى و دلاورى در ميان قبيله مشهور بودند ، و مهتر ايشان را عوف بن مالك نام بود چون بشنيد كه رسول صلّى اللّه عليه و إله مكه را بگشود و رؤساى قريش همه اسلام آوردند دانست كه قصد ايشان كند همه قبيله را جمع كرد و گفت : محمّد صلّى اللّه عليه و إله اكنون از كار قريش و بيشتر قبايل فارغ شد بيقين قصد ما خواهد كرد ، حق آنست كه بيشتر لشگر جمع كنيم و بدفع او مشغول شويم ، ايشان گفتند فرمان تراست و تمامت هوازن و ديگر قبايل در حوالى يمن بودند جمعشدند و عهد و سوگند خوردند كه از يكديگر جدا نشوند تا دفع محمّد و اصحاب او نكنند و با زن و فرزند و مال و حشم بيرون آمدند تا بوادى اوطاس رسيدند و رسول صلّى اللّه عليه و إله با دوازده هزار مرد از مكه بيرون آمد و عباس بن اسد را بنيابت خود در مكه بگذاشت و او روى بقبيله هوازن نهاد و ميراند تا رسيد بمنزلى كه آن را حنين خوانند . در وادى حنين كمينگاههاى سخت بود و لشگر هوازن دانسته بودند كه لشگر اسلام كى بدانجا رسند در آن وادى كمين كردند و لشگر اسلام از كيد ايشان غافل بودند و همه شب ميراندند تا از آن وادى بگذرند ، چون نزديك صبح بود لشگر هوازن كمين بگشودند و بر مسلمانان حمله كردند ، لشگر اسلام از آن مكر بترسيدند و پراكنده شدند
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 331 | أبو الحسن الشعراني / شمس الدين محمد بن محمود آملي