تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 327

مساهمون:

ص٣٢٧
مسلم شد . بقاياى اهل خيبر به خدمت رسول آمدند و امان خواستند بقرار آنكه جزيه بدهند و ضياع خيبر را آبادان دارند و حاصل آن را بمدينه فرستند ، رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ايشان را امان داد و ضياع خيبر را بديشان سپرد ، و صفيه دختر حي بن أخطب را قبول كرد و از آنجا با خزاين و غنايم بسيار باز گرديد و بمدينه آمد .

غزو بيستم [ غزاى ذى القرى ]

غزاى ذى القرى بود ، گويند چون از كار خيبر فارغ شد بوادى القرى فرود آمد و ايشان را محاصره كرد ، ايشان چون قوت مقاومت نداشتند امان خواستند به شرط آنكه جزيه بدهند و مخالفت نكنند ، پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله ايشان را امان داد و باز گرديد .

غزو بيست و يكم [ غزاى موته ]

غزاى موته بود ، گويند چون رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در سنه سبع به مكه رفت و زيارت خانه دريافت و ميمونه بنت الحارث را در عقد آورد ، و قريش بنابر آنكه در سال حديبيه قرار چنان بود كه تا دهسال ديگر حرب نباشد منع نكردند پس رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مناسك ادا كرده بمدينه آمد ، و بقيهء ذو الحجه را با محرم در مدينه اقامت نمود . چون ربيع الأول در مدينه در آمد سه هزار مرد از لشگر اسلام بعزم غزاى روم ترتيب داد و زيد بن حارثه را بر ايشان امير كرد و فرمود اگر او بقتل آيد جعفر بن أبي طالب امير باشد ، و اگر جعفر بقتل آيد عبد اللّه بن رواحه . ايشان روانه شدند و ميرفتند تا به زمين بلقا بموضعى رسيدند كه آن را موته خوانند هر قل روم از آمدن ايشان خبر يافته بود لشگرى گران ترتيب داده به قصد ايشان فرستاده لشگر او در موته بلشگر اسلام رسيدند و بمحاربه مشغول شدند ، زيد بن حارثه رايت برداشت و روى به كفار نهاد و با آنها مقاومت نمود تا شهيد شد . و چون او بقتل آمد جعفر بن أبي طالب رايت برداشت و محاربه ميكرد