سهيل پيش پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آمد بعد از گفت و شنود بسيار كار صلح بمراد قريش تمام كرد ، رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مرتضى علي را بخواند و بفرمود تا صلحنامه نويسد علي عليه السّلام بنوشت :
بسم اللّه الرحمن الرحيم هذا ما صالح محمّد رسول اللّه ، سهيل گفت اگر ما محمّد را رسول ميدانستيم خود اين خصومت نميبود بنويس باسمك اللهم هذا ما صالح محمّد بن عبد اللّه سهيل بن عمرو ، رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود : تا همچنان بنويسد و بعد از آن بنوشت :
اصطلحا على وضع الحرب عشر سنين يا من فيهن الناس على انه من اتى محمّدا من قريش به غير اذن وليه رده عليهم ، و من جاء قريشا ممن مع محمّد لم يردوا عليه و انه لا اسلال و لا اغلال و من احب أن يدخل في عقد محمّد و عهده دخل فيه ، و من أحب أن يدخل في عقد قريش و عهدهم دخل فيه .
پس رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و أصحاب شتران را كه از براى هدى آورده بودند قربان كردند و بعضى سر تراشيدند و بعضى قدرى موى از سر بگرفتند رسول صلّى اللّه عليه و إله فرمود : رحم اللّه المحلقين منكم و المقصرين ، و از آنجا باز گرديد و بمدينه آمد .
غزو نوزدهم [ غزاى خيبر ]
غزاى خيبر بود ، چون از حديبيه باز گرديد بقيه ذو الحجه و محرم در مدينه مقام كرد و در آخر محرم سنه سبع بعزم خيبر برنشست ، و خيبر را پنج حصن بود :
حصن ناعم ، و حصن قموس ، و حصن صعب بن معاد ، و حصن و طيح ، و حصن سلالم چون بخيبر رسيد سه حصن به آسانى بگرفت ، أما حصن و طيح و سلالم كه از همه محكم تر بودند و خلقى بسيار در آنجا ده روز حصار كردند و فتح آن جا ميسر نشد .
چون ده روز بگذشت و لشگر اسلام باز نگرديدند كفار خيبر بيرون آمدند و بحرب مشغول شدند .
رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روز اول رايت بابي بكر داد و لشگر را بفرمان او كرد ، حربى عظيم واقع شد و بسى از مسلمانان كشته شدند و فتحى ميسر نشد ، روز