تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 321

مساهمون:

ص٣٢١
سعد بن معاذ بر ايشان كند بدان كار كنند و پنداشتند كه سعد بنابر قرابت با ايشان مساهله كند . رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود روا باشد ايشان از قلعه به زير آمدند و قلعه را تسليم كردند سعد بن معاذ حكم كرد كه مردان ايشان را هلاك كنند و كودكان و زنان را برده گيرند و مالهاى ايشان را ميان مسلمانان قسمت كنند . رسول صلّى اللّه عليه و آله فرمود : لقد حكمت به حكم اللّه ، پس نهصد مرد از ايشان بقتل آوردند و زنان و كودكان ايشان را ببردگى گرفتند و هر مالى كه بود قسمت كردند .

غزو پانزدهم [ غزاى بني لحيان ]

غزاى بني لحيان بود ، و ايشان قومي بودند كه با أصحاب رسول غدر كردند و رسول صلّى اللّه عليه و آله قصد ايشان كرد و آوازه انداخت كه بجانب شام ميروم تا بني لحيان نگريزند چون بنزديك رسيد آگاهى يافتند و بگريختند رسول صلّى اللّه عليه و آله يك منزل در عقب ايشان رفت و در عسفان مقام كرد تا قريش بشنوند و پندارند كه او از براى ايشان آمده بود چون چند روز آنجا توقف نمود و هيچكس را نيافت باز گرديد و اينكلمات را فرمود : آيبون تايبون لذنبنا حامدون اعوذ بك من وعثاء السفر و كابة المنقلب و سوء المنظر فى الاهل و المال .

غزو شانزدهم [ غزاى ذى قرد ]

غزاى ذى قرد بود ، گويند كه چون رسول از غزاى بني لحيان باز گرديد عتبة بن حذيفه با لشگرى از غطفان بيامد و شتران مدينه را براند و مردى و زني با گله بودند مرد را بكشت و زن را ببردگى گرفت ، سلمة بن الاكوع از آن خبر يافت و أهل مدينه را خبر كرد و خود در پى ايشان برفت و تير ميانداخت ، مسلمانان از پى او روانه شدند . اول سواريكه بديشان رسيد محرر بن نصله بود با ايشان مقاومت نمود تا شهيد شد پس ابو قتاده در رسيد و برادر عيينة بن حصين را كه امير آن لشگر بود