نعمانيه تبع محمّد بن النعمان و آنها در حقتعالى هيچ سخن نگويند و گويند : در معنى إن إلى ربك المنتهى ، آنست كه چون سخن به خدا رسد از سخن امتناع كن
نصيريه و ايشان لفظ إله بر أئمه أهل بيت اطلاق كنند و گويند : چون روحانيات در اجساد جسمانى ظاهر ميشوند چنانچه جبرئيل به صورت أعرابى ظاهر شد و شيطان به صورت هر شخصى كه خواهد ظاهر مىشود ، پس حقتعالى نيز شايد كه به صورت آدمى كه فاضلترين همه خلق باشد ظاهر شود ، و چون بعد از پيغمبر شخصى فاضلتر از عليّ عليه السّلام نبود و بعد از او اولاد او حقتعالى به صورت ايشان ظاهر شد و به زبان ايشان سخن گفت تعالى اللّه عن ذلك
و اهل فروع دو گروهند
أصحاب حديث و أصحاب رأى ، أما اصحاب حديث مالك و شافعى و سفيان ثورى و احمد بن حنبل و اصحاب ايشان و غيرهم ، و ايشان را بنابر آن اصحاب حديث خوانند كه در تحصيل احاديث و نقل اخبار مبالغه نمودهاند و بناى أحكام بر نصوص نهادهاند
اما اصحاب راى ابو حنيفه است و أصحاب او همچو أبو يوسف يعقوب بن محمّد القاضى و زفر بن هذيل و محمّد بن الحسن الشيباني و حسن بن زياد و ابن سماعه و بشر المرسى و أبو مطيع البلخى ، و ايشان بنابر آن اصحاب رأى خوانند كه ايشان بناى أحكام بر قياس نهادهاند
و ارباب أهوا
نيز چند فرقهاند
فرقه اولى صابيه و ايشان را جهة آن صابيه خوانند كه از سنن حق ميل كردند من صبا يصبو ، و ايشان گويند صبوت انحلال است از قيد رحال و صابيه چهار طايفهاند .
روحانيه بفتح را و ضم از روح و مذهب ايشان آنست كه عالمرا صانعيست حكيم منزه از سمت حدثان و چون بندگان از وصول بمعرفت جلال و إدراك كمال او عاجزند بايد كه تقرب بوسايط كنند ، و آن وسايط را كه روحانيات مقدسهاند ارباب و الهه خود دانند ، تا بوسيله و شفاعت ايشان برب الارباب نزديك