تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 282

مساهمون:

ص٢٨٢
دور تمام شود و نسل توالد ايشان منقطع گردد ابتداى دور ديگر شود ، و گويند قيامت موعود اينست فرقه دوم فلاسفه كه بحث در موجودات طبيعى و الهى بمناهج منطقى كنند و در تحقيق اشيا بعقل اكتفا نمايند ، و معنى فلسفه محبت حكمتست چه فيلا به زبان يونانى محب را خوانند و سوفا حكمت را ، و ايشان بحسب آراء و اختلافات بسيار فرق دارند ، و ايشان هر چند بوحدت صانع قديم قايلند و ازو نفى تشبيه و تحيز و جسميت وجهة و ساير صفات نقص كنند ، أما گويند : ازو بيواسطه بجز يك مصنوع صادر نتواند شد ، و تأثير او در مصنوعات بر سبيل ايجابست نه بطريق اختيار ، و عالم قديم است ، و حشر و نشر جسماني نخواهد بود و اوايل ايشان ثاليس ، و انكساغورس ، و ذيمقراطيس ، و انكيمانس و انبادفلس و فيثاغورث ، و سقراط ، و افلاطون بود و اينها بيشتر رواقى بودند و نقل چنين است كه ايشان گفتند كه صانع قديم عقلست و بالاتر ازو هيچ چيز نيست ، و نفوس قديمند و بطريق تناسخ از بدنى ببدنى ديگر انتقال كنند و فلوطوخس و ذيمقراطيس و ابقراط كه واضع طب است و بطليموس و كينوفانس و هر قل رومى وسولوس شاعر و زينون و ليسقورس و اومينوس و اوقليدس واضع هندسه همه تابع ايشان بودند و آخر ايشان ارسطاطاليس بود كه تدوين منطق و حكمت مشائى كرد ، و اسكندر ملك و ثادفرسطس و توفلس كه شبه بسيار در قدم عالم آورده است ، و ثامسطوس كه شارح كتب ارسطو بود و اسكندر و اقرودوس و فرفوريوس و اينها از فلاسفه مشائين بودند و ايشان وراى عقل مبدء ديگر ثابت كنند و آن را مبدء اول و علت اولى خوانند و اكثر طبيعيان و مهندسان نفى صانع و نفوس كنند و گويند : ما مرغ از بيضه ديديم و بيضه از مرغ ، و آدمى از منى و منى از آدمى ، و هميشه چنين بود و همچنين خواهد بود ، و مدبر عالم طبيعت است ، و نقل كنند كه بطليموس و جالينوس همين مذهب داشتند ، و از حكماى اسلام أبو نصر فارابى قايل شد بدانكه صانع عقل محض است