أما شيخ أبو علي سينا در أكثر امور تابع أرسطو بود و اگر در اقاويل هر يك شروع رود بتطويل انجامد
فرقهء سيم عرب و ايشان چهار گروهند
گروه اوّل آنها كه در تحصيل معارف و حكم ميكوشيدند و علم كهانت و رؤيا و علم انساب و أنوا ميورزيدند و ايشان را محصلة العرب خوانند
گروه دويم آنها كه به هيچ چيز از علوم التفات ننمودند و بعبادت كواكب و اصنام مشغول شدند و ايشان را معطلة العرب گويند
گروه سيم آنها كه واجب الوجود را فرزند اثبات كردند و گفتند ملائكه دختران اويند و جميع شرايع و اديان را منكر شدند
گروه چهارم آنها كه عالم را صانعى قديم اثبات كنند و گويند : نظام دنيا بىشريعتى از شرايع صورت نبندد أما حشر و نشر و ثواب و عقاب نخواهد بود
فرقه چهارم أهل هند و ايشان چند طايفهاند
اول براهمه كه منتسباند بابرهام يا برهما ، و برهما را طبيعت خوانند و بعضى گويند برهما پيغمبر است مانند فرشته كه هميشه زنده باشد ملازم و مدبر عالم ، و آدم عبارت ازوست و ايشان چند گروهند سمنيه كه منتسباند بسومنات و ايشان منكر نبوت و اديانند دهرية كه جازمند بقدم دهر و انتساب حوادث به دو نبوية كه قايلند بملت إبراهيم و مايل بدين صابيان و زعم ايشان آنست كه ابراهيم عليه السّلام بدين ايشان بود فلانسه و ايشان در علم و عمل بر طريق حكماى يونانند و مقدم ايشان فلانوس بود شاگرد فيثاغورس
طايفه دويم بدّيه و ايشان گويند بد شخصى است در عالم كه از او كس زاده نشد و هرگز طعام و شراب نخورد و پير نشود و نميرد و زن و فرزند ندارد ، و اول بدى كه ظاهر شد اسهرسانكيس بود و بعضى گويند مسهر يعنى مهتر شريف است
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 283
مساهمون: أبو الحسن الشعراني
ص٢٨٣