اما غلاة
گروهىاند كه در حق ائمه خود غلو كردند تا به حدى كه بر ايشان بالهيت حكم كردند ، و ايشان بتشبيه و بدا و رجعت و تناسخ قائلند ، و ايشان را در اصفهان جرمى خوانند ، و در رى مزدكى ، و در آذربايجان دو قولى ، و در ماوراء النهر منتصى و ايشان چند فرقهاند :
سبابيه تبع عبد اللّه بن سبا كه اول جهود بود و يوشع بن نون را خدا گفت و بعد از آن از يهوديه تبرا كرد و على را خدا خواند ، و زعم او آنست كه علي عليه السّلام زنده است و نشايد كه چيزى بر او مستولى شود ، و آواز رعد آواز اوست و برق تازيانه اوست ، و او در آخر الزمان به زمين فرود آيد و زمين بعدل و داد پر كند چنان كه بظلم و جور پر شده باشد .
كامليه تبع أبي كامل و ايشان تكفير جميع صحابه كنند بواسطه ترك بيعت با على عليه السّلام و طعن با علي عليه السّلام زنند بواسطه ترك حق ، و گويند امامت نورى است كه بتناسخ از شخص به شخص ميرسد و در بعض اشخاص آن نور نبوت باشد و در بعضى امامت .
عليائيه تبع عليا بن وزاع و ايشان علي را بر نبى تفضيل نهند و گويند او محمّد را بخلق فرستاد و پيغمبر را مذمت كنند .
عينيه و ايشان بالهيت محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و على قايل شدهاند اما على را بر محمّد در الهيت تفضيل نهند .
ميمنيه ايشان نيز بالهيت هر دو قائلند أما محمّد را بر علي در الهيت تفضيل دهند ، و گروهى بالهيت محمّد و على و فاطمه و حسن و حسين قايل شدند ، و گويند ايشان هر پنج وجود يك چيزند و روح در ايشان بسويت حلول كرد و هيچيك را بر ديگرى تفضيل نهنهند .
مغيريه تبع مغيرة بن سعيد العجلي كه در اول قايل شدند بدآنكه امام بعد از محمّد الباقر محمّد بن عبد اللّه بن الحصن المثنى است كه بمدينه خروج كرد ، و گفتند او هنوز