تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 277

مساهمون:

ص٢٧٧
ناووسيان ، و بعضى گويند ناووس نام مردى بود و ايشان دعوى كنند كه صادق عليه السّلام زنده است و مهدى اوست افطحية ايشان قائلند بانتقال امامت از صادق با پسر او عبد اللّه الافطح اسمعيليه كه قائلند بدانكه امام بعد از صادق عليه السّلام پسر او اسمعيل است بنص او . ايشان دو گروهند مباركيه كه قائل شدند بدان كه امام بعد از اسمعيل پسر او محمّد بود و او غيبت كرد اما ديگر باره رجوع كند باطنيه كه زعم ايشان آنست كه امامت بعد از محمّد بن اسمعيل در فرزندان او پنهان ماند و ميان ايشان اختلاف بسيار بود و ملاحده از ايشانند موسويه كه قائلند بامامت موسى بن جعفر بنص پدر او كه فرمود سابعكم قائمكم و هو سمى صاحب التوراة و در موت او خلاف كردند گروهى توقف كردند گفتند معلوم نيست كه مرده است يا زنده و ايشان را ممطورية و گروهى بموت او جازم شدند و ايشان را قطعيه خوانند و جمعى گفتند نمرد و بعد از غيبت بيرون آيد و ايشان ازو تجاوز نكنند و بنابراين ايشان را نيز واقفيه خوانند احمديه گروهىاند كه قايل شدند بامامت احمد بن موسى رضويه قائل شده‌اند بانتقال امامت به علي بن موسى الرضا عليه السّلام . و اينها باز خلاف كرده‌اند بعضى قايل شدند بدانكه بعد از او امام پسر او حسن ابن الرضا بوده ، و بعضى گفتند محمّد بن الرضا الجواد بود و اينها كه قايل شدند بامامت محمّد الجواد گفتند امام بعد ازو پسر او على الهادى بود و بعد ازو پسر او حسن العسكرى و بعد ازو خلاف كردند . بعضى گفتند حسن عسكرى نمرده و قايم و منتظر اوست ، و بعضى گفتند مرده أما باز زنده شود و قايم او باشد ، و بعضى توقف نمودند ، و بعضى ديگر گفتند بمرد و سريت او آبستن بود بعد ازو بهشت ماه فرزندى در وجود آمد مهدى نام و گروهى ديگر گفتند امامت بعد ازو ببرادر او جعفر منتقل شد ، و بعضى ديگر گفتند كه ببرادر او محمّد منتقل شد ، و اكثر برآنند كه به پسر او محمّد المنتظر نقل شد و اين هر سه طايفه را اثنى عشريه خوانند .