و برادرزادگان و خواهرزادگان جايز داشتهاند خمرهيه تبع خمرة بن ادرك ، و ايشان در قدر و ساير بدع موافق ميمونيهاند إلا قائل شدند بدانكه فرزندان مشركان و هر كه مخالف ايشان باشد از أهل دوزخند اطرافيه رئيس ايشان غالب ابن شاول بود ايشان متفرد شدند بدانكه گفتند أهل اطراف در ترك آنچه نشناسند از امور شرعى معذور باشند و واجبات عقلى اثبات كردند .
خلفيه أصحاب خلف خارجى كه از خوارج كرمان و مكراناند ايشان با خمرهيه در قدر خلاف كردهاند و خير و شر را اضافه با حق كردهاند .
حازميه تبع حازم بن عاصم كه ايشان بر برائت از على تصريح نكند ، و گويند حق تعالى خالق اعمال عباداتست و هيچ چيز بيمشيت او واقع نشود .
شعيبيه أصحاب شعيب بن محمّد كه با ميمون بن عمران بود چون ميمون به قدر قائل شد او ازو تبرا كرد .
ثعالبيه أصحاب ثعلبة بن عامر كه با عبد الكريم بن عجرد بود در احوال اطفال با او خلاف كردند و گفت بر ايشان در حال طفوليت هيچ حكمى نيست و مادام كه از ايشان انكار حقى مشاهده نكنند حكم ايشان حكم پدرانست و ايشان چند گروهند :
اخنسيه تبع اخنس بن قيس
و معبديه تبع معبد بن عبد الرحمن .
و رشيديه تبع رشيد الطوسى .
و شيبانيه تبع شيبان بن مسلم .
و مكرميه تبع مكرم بن عبد اللّه العجلي .
و معلوميه كه قائل شدند بدانكه هر كه حقتعالى را بجميع اسماء و صفات نشناسد او جاهل باشد و او را مؤمن نشايد گفت و استطاعت با فعل است و فعل مخلوق بنده است .
مجهوليه كه قائل شدند بدانكه هر كه حق را ببعضى اسماء و صفات بشناسد
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 274
مساهمون: أبو الحسن الشعراني
ص٢٧٤