شد و مردمان را از دين صابئان باز داشت و بمجوسيت دعوت كرد ، كشتاسب به دو بگرويد و بزند خواندن مشغول شد و اباحت اظهار كرد و زعم ايشان آنست كه زرادشت پيغمبر بود .
در تبصره العوام كه منسوبست بخواجه نصير الدين طوسى ( ره ) مسطور است كه زردشت در زير زمين خانه ساخته بود و قوت سه ساله خود از همه چيز در آنجا پنهان كرده بعد از آن خود را ببيمارى داده چند روز بخوابيد ، آنگاه بپسر خود گفت كه آوازه در اندازد كه زردشت فوت شده و بوسيلهء دفن كردند و در آن خانه بردند چون سه سال آنجا ماند كتاب زند و پازند تصنيف كرده جميع مناهيرا در آنجا مباح كرده بعد أز سه سال بيرون آمد كه خداى تعالى مرا زنده كرده و پيغمبرى داد ، و با كتاب بخلق فرستاد ، و از اينجهت خلايق بسيار گمراه شده دين او قبول كردند و اين بدعت در ميان مردم بماند .
چهارم مانونيه أصحاب مانى بن قاين نقاش كه در زمان شاپور بن اردشير ظاهر شد بعد از عيسى عليه السّلام ، و او بنبوت عيسى عليه السّلام قائل بود أما انكار نبوت موسى كرد و ايشان نور و ظلمت را قديم خوانند .
پنجم مزدكيه منسوبند بمزدك كه در ايام قباد پدر أنو شيروان ظاهر شد ، و مذهب او آنست كه نور و ظلمت هر دو قديمند و فعل نور به قصد و اختيار است ، و فعل ظلمت ببخت « بخبط خ » و اتفاق .
ششم ديصانيه كه منسوبند بديصان ، و مذهب او آنست كه نور فاعل مختار است و ظلمت موجب و فعل او بحسب طبع و اضطرار .
هفتم مرقونية ايشان اصلى ديگر و راى نور و ظلمت ثابت كنند كه سبب مزاج شود و آن را معدل جامع خوانند .
هشتم كينونيه ايشان سه اصل ثابت كنند آتش و آب و خاك و هر سه را قديم خوانند و گويند همه موجودات ازين صادر شود .
نهم وضاميه نيز هم مثل ايشانند إلا آنست كه ايشان از مناكح و ماكل طيبه
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 269
مساهمون: أبو الحسن الشعراني
ص٢٦٩