و بعضى گويند هو ابن اللّه
نسطوريه منسوبند بنسطور حكيم كه در عهد مامون بود ، و او در انجيل تصرف بسيار كرد و مذهب او آنست كه اقنوم كل بجسد عيسى متحد شد نه بطريق ظهور و امتزاج بلكه بطريق اشراق آفتاب در روزنى يا بر بلورى ، و قتل و صلب بر مسيح واقع شد از جهة ناسوتيت نه از جهة لاهوتيت ، چه آلام در بارى تعالى حلول نكند ، و بيشتر ايشان گويند : هو اللّه و بعضى گويند : پيش ازو قسطنطين ملك نصارى بوحدانيت حق و نبوت مسيح قائل بودند ، و در ميان ايشان اختلافى نبود چون او ميل بدين عيسى كرد و احوال عيسى از ايشان پرسيد بعضى گفتند : عيسى خداست و بعضى گفتند او پسر خدا است ، و جمعى گفتند خدا سه چيز است
أما مجوس چند فرقهاند
اول كيومرثيه كه منسوبند بكيومرث ، و ايشان دو اصل ثابت كنند : يكى نور دوم ظلمت ، و نور را يزدان خوانند ، و ظلمت را أهرمن ، و گويند يزدان قديمست و أهرمن محدث ، و سبب حدوث أهرمن آن بود كه يزدان انديشه كرد كه اگر او را در ملك منازعى باشد حال چگونه شود از آن فكرت او أهرمن حادث شد ، پس ميان ايشان منازعه افتاد و ملائكه توسط كردند بدانكه عالم سفلي مدت هفت هزار سال أهرمن را باشد و بعد از آن با يزدان گذارد تا همه او را باشد .
دويم رزدانيه « زردانيه » أصحاب رزدان كبير و زعم ايشان چنانست كه يزدان اشخاص بسيار از روحانيات ابداع كرد پس أعظم اشخاص ايشان كه برزدان كبير مزمزم مشهور شد شك كرد در امرى از امور از آن شك أهرمن حادث شد و بعضى گويند رزدان كبير نه هزار و نود و نه سال بايستاد و زمزمه ميكرد تا او را پسرى شود چون حاصل نشد در فكر افتاد كه مگر اين علم چيزى نيست از آن وهم او أهرمن حادث شد و از علم او هرمن .
سيم زردشتيه اصحاب زرادشت بن نوزر است كه در زمان كشتاسب ظاهر
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 268
مساهمون: أبو الحسن الشعراني
ص٢٦٨