تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 267

مساهمون:

ص٢٦٧
عامه يهود قائل‌اند بدان تبرا نمود ، و نفى جبر كرد چهارم موسكانيه اصحاب موسكا نيز ايشان هم بر مذهب بودغان بودند إلا آنكه موسكانى ميگفت خروج كردن بر مخالفان و قتال با ايشان واجب است و خروج كرد و او را با نوزده تن در حدود قم هلاك كردند سامريّه گروهىاند از ايشان كه در بيت المقدس و قراياى آن ساكن ميباشند و ايشان بعد از موسى به نبوت هارون و يوشع بن نون قائلند ، و نبوت ديگران را كه بعد از ايشان بودند منكرند مگر يك پيغمبر كه جائز داشته‌اند كه ظاهر شود ، و ميگويند توراة بيك پيغمبر مبشر است كه بعد از موسى باشد و با احكام توراة مخالفت نكند در ميان ايشان شخصى ظاهر شده بود القان نام او دعوى كرد كه آن پيغمبر منم و قبله ايشان كوهيست كه غريم خوانند و گويند كه آن كوه طور است و لغة ايشان غير لغت ساير يهود است و آن به زبان عربى نزديك است و زعم ايشان آنست كه توراة به زبان ايشان بود با سريانى نقل كرده‌اند كه اتفاق يهود بر آنست كه چون حقتعالى از آفريدن آسمان و زمين فارغ شد بر عرش بخفت و يكپاى خود را بر پاى ديگر نهاد و بياسود ، تعالى عنه علوا كبيرا أما نصارى هفتاد و دو فرقه‌اند و اصول ايشان سه فرقه‌اند يعقوبيه كه منسوبند بيعقوب حكيم و بعضى از ايشان گويند عيسى پسر خدا بود ، و بعضى گويند بارى تعالى ذو اقانيم ثلاثه است : وجود ، و علم ، و حياة ، و اين اقانيم نه زايد بر ذات و نه نفس ذات‌اند ، و گويند اقنوم كل كه آن علمست جسد عيسى شد و اينها باز دو گروهند بعضى آنكه گويند : المسيح هو اللّه ، و بعضى گويند لاهوت بناسوت ظاهر شد ، يعنى معقول بمحسوس ملكائيه كه منسوبند بملكاء كه بر تمامت روم مستولى شد ، و ايشان گويند مسيح دو جوهر دارد يكى لاهوتى و ديگرى ناسوتى آن هر دو يك جوهر شد و قتل و صلب بر ناسوت و لاهوت هر دو واقع شد و بعضى از ايشان گويند او قديمست و هو اللّه