تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 264

مساهمون:

ص٢٦٤

فن چهارم از علوم محاورى مقالات اهل عالم

كه آن عبارت است : از معرفت كميّت طرق مذاهب بنى آدم و كيفيت عقايد و اختلافات ايشان ، و غرض از اينقسم تحصيل فوايد است بتفصيل عقايد و أديان تا فضيلت ملت محمّدى صلّى اللّه عليه و إله بر جميع آن معلوم گردد ، و سر :
« كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ »
بظهور پيوندد و در اتباع حق بصيرت زياده شود . بدانكه اول كسى كه در مخايل شبهه افتاد و حبايل تلبيس نهاد ابليس بود بنابر آنكه استبداد براى خود نموده در مقابله نص :
« اسْجُدُوا لِآدَمَ »
در اثبات دعوى
« أَنَا خَيْرٌ مِنْهُ »
استدلال
« خَلَقْتَنِي مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِينٍ »
كرد و در شرح توراة و انجيل مذكور است كه چون ملائكه او را به ترك سجود ملامت كردند و گفتند : مگر تو خدايرا تعالى و تقدس انكار ميكنى يا نميدانى كه او قادر و عالمست هر چه خواهد تواند كرد و هيچ آفريدهء را بر كردهء او سؤال نرسد إبليس گفت من مسلم ميدارم كه او خداى من و خداى همه عالميان است و قادر و عالمست و هيچكسرا بر امر او سؤال نرسد إلا مرا شبهه چند بر فعل و حكمت او وارد شده است . اول آنكه چون او پيش از آفريدن من دانست كه از من چه فعل صادر شود مرا چه آفريد و حكمت در آفريدن من چه بود دويم آنكه چون مرا بحسب اراده و مشيت خود آفريد چرا بمعرفت خود تكليف كرد ، و چون او را در طاعت منفعتى و از معصيت مضرتى نيست و در تكليف كردن بطاعت چه حكمت بود سيم آنكه چون بيافريد و تكليف كرد و من تكليف او را بمعرفت و طاعت التزام نمودم چرا بطاعت و سجود آدم تكليف فرمود ، و حكمت در اين تكليف خاص چه بود