درآويزند .
علم توانگرى است كه خداوند آن به هيچ حال درويش نگردد و هيچ جاى غريب نباشد ، و جهل درويشى است كه صاحب آن اگر چه مال بسيار دارد درويش بود و در شهر خود نيز غريب .
غرض از نماز ياد كردن خداست ، غرض از روزه قهر كردن بر قوه غضب و شهوت ، و زكات آنكه دوستى مال از دل بيرون كند و درويشان فرومايه را بنوازد ، و فائده حج آنكه در سفر از ديدن غرايب و عجايب بسيار قدرت آفريدگار معلوم گردد ، و بأهل علم و معرفت صحبت دارد و آداب و اخلاق كسب كند .
پس هر كه پيوسته با ياد حق است بمعنى پيوسته در نماز است ، و هر كه شهوت و غضب او مقهور او است بمعنى پيوسته روزهدار است ، و هر كه محبت مال از دل بيرون كند و درويشان را بنوازد و حاجات مردم را برآرد بمعني پيوسته در زكات دادنست ، و هر كه بيشتر اوقات در عجايب آسمان و زمين فكر كند و در كمال قدرت او تأمل نمايد و با أهل علم و معرفت صحبت دارد و اكتساب اخلاق بآداب كند بمعني پيوسته در حج گذاردنست .
و مدت دوازده سال و دو ماه و نيم در عدل و راستي و نشر ايادى و قهر اعادى رايت پادشاهى و جبارى برافراشت ، روز پنجشنبه سلخ رمضان سنه ست عشر و سبعمأة روح پاك او از روضهء سلطانيه بغرفات خلد برين و شرفات أعلى عليين خراميد ، و دولت دنيوى را بسعادت اخروى متصل كرد ، و مدت عمر او سى و پنجسال و نه ماه و هيجده روز بود .
و اين ضعيف كه يكى از مدرسان أبواب البراو است در آواخر سنه ست و ثلاثين و سبعمأة هجرى او را در خواب ديد كه با زيب و زينتى تمام در حلقه درس آمده و پرسيد كه چند سال است تا اين ابواب البر بنياد نهادم ؟ اين ضعيف گفت :
قريب سى سال باشد ، فرمود : ترا معلوم نيست اكنون قريب چهلسال است .
اين ضعيف چون از خواب در آمد هر چند تامل نمود از وضع آن هنوز سى
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 261
مساهمون: أبو الحسن الشعراني
ص٢٦١