سر او ديگر كلاه عزت نيافت .
فتح و ظفر در عموم امور همعنان او ، و قضا و قدر در خير و شر تابع فرمان او ، همگى همت و جوامع ارادت او بتحرى مراضى حضرت الهي و استزادهء مواهب نامتناهى مصروف ، و اقتنآء ثناء عاجل و ثواب آجل بر افاضت خيرات و اسداء ( اشاعه خ ) مبرات موقوف بود .
از مدتى كه پاى دولت بر بساط شهريارى نهاد و بر تصرفات قبض و بسط فرمان دهي دست تمكن يافت ، عرصهء اقبال از عرصهء اختلال مصون بود و آيات جلال او پيوسته روز افزون و از موهبتي كه رب الارباب جناب سعادت مآبش را به حكم : إذا أراد اللّه بملك خيرا حول « جعل خ » له وزيرا صالحا ، بدان مخصوص فرمود ، آن بود .
كه ايام سلطنت او را بطراز وزارت صاحب أعظم وزير شهيد سعيد غياث الدين محمّد بن رشيد طاب مثواه مطرز گردانيد ، تا او از يمن عنايت آنحضرت و حسن كفايت و تدبير مشير با تدبير مولاى أعظم سيد شمس الدّين محمّد بن النظام الحسيني عليه الرّحمة و الغفران و در اندك مدت آثار ظلم و رسوم مفسدت به كلى از جهان برداشت ، و نشانيدن شحنكان در شهرها و ولايت فرستاد ، و ايلچيان به تحصيل اموال و بروات كه سبب اختلاف احوال رعايا و خرابى مساكين و ضعفا بودند برانداخت ، و در حمايت ترتيب او عموم رعيّت در حوزهء أمن و ضمان عافيت بياسودند .
و اگر بتفاصيل سير و اخلاق و حسن و مرحمت و اشفاق او بر رعيت و شرح أحوالى كه از ابتداء دولتش تا آخر عهد او اتفاق افتاد شروع رود بتطويل انجامد و مدت پادشاهى او بيست سال بود .
و بعد از او غياث الدين امير محمّد وزير طاب مثواه ارپاكون نامى را بر تخت نشاند ، او چون از نصاب خرد بىنصيب بود تيغ بيباك بدست خسي چند ناپاكداد خونى چند بناحق ريخته ، و او نيز بعد از چند ماه كشته شد و آنچه بعد ازو در مملكت واقعشد اگر بشرح آن شروع رود عمر آخر شود و قصه بپايان نرسد و السلام
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 263
مساهمون: أبو الحسن الشعراني
ص٢٦٣