سال نبود ، بامداد بر در قبهء او حاضر شد و اين خواب باز راند چون توجهى ديگر نبود اين ضعيف گفت : همانا از نيت بنياد بناى اين بقعه چهل سال باشد .
يكى از نزديكان او گفت در عهد سلطنت غازان اين سلطان در خراسان مى بود روزى به زيارت شهداء جرمغان رفت چون باز گرديد فرمود در اين زيارت عهد كردم كه اگر من پادشاه باشم أبواب البرى چنين و چنان بنا كنم ، چون از آن تاريخ حساب كردند قريب چهلسال بود سر آنسخن محقق گشت .
بعد ازو فرزند دلبند او پادشاه جهان خلاصه دودمان چنگيز خان سلطان علاء الدين و الدنيا أبو سعيد بهادر خان از جانب خراسان متوجه دار الملك سلطانيه شد ، و روز دو شنبه بيست و سيم ربيع الاخر سنهء سبع عشره و سبعماة بطالع سعد در سلطانيه سرير سلطنت ايلخانى و تاج و تخت جهانبانى « چنگيز خانى » را بفر دولت و يمن سعادت خود مزين و منور گردانيد .
و هر چند بسال خورد بود أما چون خسرو دوران نوين كامران امير جويان خصه اللّه بهدايا الغفران ، كه از عهد سلطنت پادشاه مغفور غازان أنار اللّه برهانه أمير امراء جهان بود ، و زمين و زمان از هيبت باس و شدت شوكت او ميلرزيد تربيتش ميفرمود و سلاطين و ملوك جهان و امراء و خواتين ايران بعبوديت او كمر انقياد در ميان بستند ، و زمين را پر از معدلت او زيب و زينت گرفت .
و اعلام اسلام و شعائر شرائع و احكام از حسن عاطفت و يمن مرحمت حضرتش بذروهء أعلى و درجه اقصى رسيد ، و قواعد دين و دولت و معاقد ملك و ملت بفر سلطنت او انتظام يافت ، و شوكت او شهپر بند حمايت بر اطراف جهانيان كشيد و رأفت او درهاى نعمت بر اصناف جهانيان بگشود .
ارباب هنر در عهد دولت او موقر شدند ، و آثار فساد و رسوم بدعت بكلي مندرس و مطموس گشت ، هركرا در آينه خيال مخالفت آندركاه روى نمود صرصر قهرا و چون كاه از روى صحراش در ربود ، و هر كه يكزمان از فرمان او سر بتافت
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 262
مساهمون: أبو الحسن الشعراني
ص٢٦٢