بر سر آن ساخته و در حوالى آن ابواب خير از جامع و خانقاه و مدارس و دار السّيادة كه هرگز مثل آن در جهان كس نديده و نشنيده بفرمود ، و بسيارى از املاك نفيسه بر آنجا وقف كرد چنانچه حاصل آن در عهد دولت او به صد تومان ميرسيد
و چون اين جمله بتعليم و ارشاد وزير عالم عادل صاحب سعيد شهيد خواجه رشيد الدين طاب مثواه بود نيابت توليت به دو داد ، و در آنجا ده مدرس و بيست معبد و صد نفر از طلبه علم و بيست صوفى و دوازده حافظ و هشت مؤذن و چهار معلم تعيين فرمود و جهة هر مدرس هزار و پانصد دينار مرسوم كرد ، و جهة هر معبد هفتصد و پنجاه دينار از جهة هر طالب علم و صوفى و حافظ و مؤذن و معلم صد و بيست دينار
هر روز جهت آينده و رونده كه در دار الضيافه آنجا صرف كنند سيصد دينار تعيين فرمود ، و از براى امرا كه ملازم آنجا باشند و مجاوران و فراشان و خادمان خانقاه و خرج ايتام و مصالح دار السياده و دار الشفا زياده از صد هزار دينار چنانچه در وقفيه مفصل و مشروحست مقرر فرمود .
و جمعيكه در تواريخ و سير سلاطين و ملوك مهارتى داشته باشد دانند كه مثل اين خبر در جهان از هيچ صاحب دولتى بظهور نه پيوست ، و هم در سلطانيه جامعى بس عالى و مدرسه با دار الشفا ملاصق آن بنا فرمود كه در ممالك هيچيك را نظير نيست ، و سادات را بغايت دوست ميداشت چنان كه از غايت محبت اهل البيت خطبه و سكه بنام ايشان فرمود « 1 » .
و در خدا ترسى بمثابهء بود كه يكى از درويشان در حدود باكويه به خود چاه نفط حفر كرده بود و وجه معاش خود و خرج آينده و رونده از آنجا حاصل ميكرد ، روزى سلطان بدآنجا رسيد آندرويش چنان كه عادت او بود به خدمت قيام نمود ، سلطان خواست تا در حق او انعامى فرمايد درويش ابا نمود گفت : چون بدين مقدار روزگار ميگذرد و بزياده حاجت نيست .
هامش
( 1 ) - نمونهء از اين سكهها در جزء اول احقاق الحق كه موشح است بتعليقه استاد محترم حجة الاسلام آقاى نجفي مرعشي دام ظله كليشه و طبع شده است به آنجا مراجعه شود « المصحح »