روز يكشنبه سيزدهم ربيع الاول سنه احدى و ثمانين و ستمأة بر تخت نشست و دو سال و دو ماه و سيزده روز پادشاهى كرد ، و در شب دوشنبه بيست و ششم جمادي الاولى سنه ثلاث و ثمانين و ستمأة باشارت ارغونخان او را هلاك كردند .
و ارغونخان همانسال بر تخت نشست و كنجانو هولاجورا بروم فرستاد و اجاي را بگرجستان فرستاد ، و ممالك خراسانرا بفرزندان خود غازان سپرد ، و او مدت هفت سال و نه ماه و بيست روز پادشاهى كرد ، روز شنبه هفتم ربيع الاوّل سنه تسعين و ستمأة وفات يافت ،
و او را چهار پسر بودند غازان خربنده ميسو تمرخان اغل بعد از وفات او امرا اتفاق كردند و برادر او كيخاتوقاان بن ابا خان را روز يكشنبه بيست و چهارم رجب سنه تسعين و ستمأة در حدود اخلاط بر تخت نشاندند ، و او مدت سه سال و نه ماه دوازده روز پادشاهى كرد ، و آخر الامر بايدو پسر طوفان بن هلاكو خان كه او را با اميرى چند ببغداد فرستاده بود برو عاصى شد و طغاجار با او يكى شد ، و دولت كيخاتوقاآن روى بزوال نهاد جمعى از امرا كه ازو رنجيده بودند ، ششم جمادى الاولى سنه أربع و تسعين و ستمأة او را در حدود بيلسوار هلاك كردند
پس بايدو بر تخت نشست و ماهى چند پادشاهى كرد امرا و وزرا چون درو صلاحيت آن كار نديدند يكيك ميگريختند و به حضرت غازان خان مىپيوستند ، عاقبت الأمر امير نوروز و جمعى از امرا را بفرستاد تا بايدو را بگرفتند و هلاك كردند
پس سلطان عادل غازان خان محمود أنار اللّه برهانه چون خواست برسم چنگيز خان بر سرير پادشاهى نشيند أمير نوروز زانو زد و گفت از علماى اسلام و أصحاب نجوم شنيدهام كه در شهور سنه سبعمأة هجرى دين مسلمانى بواسطه پادشاهى بزرگ قوى حال شود ، و تصور بنده چنانست كه آن پادشاه بزرگ حضرت غازانست چه امارت اين اشارات از جبين مبين نو در افشان است ، و اگر پادشاه مقلد قلاده اسلام شود هر آينه جميع مسلمانان بدل و دست و زبان مدد و معاونت كنند ، و بيمن همت صاحبدلان حقتعالى دولت و نصرت بخشد
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 255
مساهمون: أبو الحسن الشعراني
ص٢٥٥